آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ rss
نسخه چاپی ارسال
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم
سینمای هولوکاستی؛ خروس تخم طلای صهیون - قسمت دوم

سینمای هولوکاستی؛ خروس تخم طلای صهیون - قسمت دوم


دشمن شناسی


فیلم به ستاد مشترک ارتش آمریکا باز می گردد ؛ مادر سرباز جیمز رایان بعد از کشته شدن سه فرزند پسرش خواهان برگرداندن او است. بعد از مذاکرات رییس جمهوری و رییس ستاد مشترک ارتش به سروان میلر دستور می رسد که از ستاد نیروهای آمریکایی در فرانسه حرکت کرده سرباز جیمز رایان را به آمریکا برگرداند. گروه سروان میلر از جبهه ای به جبهه ای دیگر می روند. سرباز رایان های مختلف را پیدا می کنند که هیچکدام سرباز جیمز رایان نیستند. ترکیب اولیه واحدها بعد از تحمل تلفات فرود در نورماندی به هم خورده و افراد در واحدهایی که متعلق به آنها نیست حضور پیدا کرده اند. در بین سربازان آمریکایی دعا و طلب آمرزش به روشنی دیده می شود که تاکید بر خدا باوری آنهاست.سرانجام خلبان هواپیمایی که سرباز جیمزرایان نیز در آن بوده به سروان میلر کمک می کند تا برای پیدا کردن او مسیر فرود را جستجو کند. دوربین زوایای جنگ (خرابی ها، آواره شدن مردم نورماندی،،از هم گسیختگی واحدهای آمریکایی) را در مسیر پی گیری گروه سروان میلر به تصویر می کشد. سرباز جیمز رایان را زمانی می یابند که واحد آنها تنها واحدی است که باید پل ارتباطی به پاریس را محافظت کند و ورود ارتش آمریکا را تسهیل سازد. در مذاکرات بین سروان میلر که تا آن هنگام دو نفر از افراد خود را نیز از دست داده است با سرباز جیمز رایان و ابلاغ فرمان ستاد مشترک آمریکا و سفارش مادر، سرباز رایان از برگشتن به آمریکا در آن شرایط خود داری می کند. سرباز رایان با توجیه شرایط خاص جبهه به سروان میلر تاکید می کند که اگر مادرش هم جای او بود نمی توانست در چنین شرایطی جبهه را ترک کند. واحدهای آمریکایی فداکارانه می جنگند تا نیروهای کمکی شان رسیده پل پیروزی به سوی پاریس مورد استفاده آنان قرار گیرد. فیلم به گورستان "گولویل" بر می گردد که جیمز رایان مسن در کنار همسر و فرزندش به گور کاپیتان میلر ادای احترام می کنند. جیمز رایان با چشمان اشکبار و با دغدغه خاطر از زنش می پرسد: آیا زندگی درستی داشته است؟ او نیز تایید می کند و فیلم به پایان می رسد. نگاه ویژه اسپیلبرگ 1998 به وقایع 1944 حاصل آخرین رویکردهای حکومت آمریکا از دهه نود تا امروز است. تعلق مذهبی دادن به آمریکایی ها به زمینه های تبلیغاتی مسیحیان صهیونیست در آمریکا بر می گردد که با اعلامیه ها و سخنرانی های مکرر برای ارتش آمریکا علاوه بر به اصطلاح نجات بخشی ملت ها از حکومت های غیر دموکراتیک، در این دهه عنوان مذهبی نیز به آن بخشیده اند. در همین روند بارها واژه جنگ صلیبی از دهان جرج بوش پدر و پسر در سخنرانی ها د رمورد مبازاره با مسلمانان به گوش رسیده است. کشیش های پروتستان هزاره گرا نیز به کمک رامسفد، بوش، دیگ چنی و... آمده اند که بگویند سربازان مسیحی آمریکایی باید در خاورمیانه آن چنان بجنگند که صلح واقعی با ظهور مسیح بدست آید و مسیح هزار سال پادشاهی کند. کشیش هایی نظیر "یت رابرسون" به شدت بر طبل جنگ در عراق و افغانستان می کوبند. بر این مبناست که نگاه اسپیلبرگ به فیلم سرباز رایان تفاوت های اساسی با دیگر فیلم های مربوط به جنگ جهانی دوم دارد. "هاری ترومن" رییس جمهور وقت آمریکا یهودی بود و طبیعی است که فرمانی ویژه برای ستاد ارتش آمریکا صادر کند تا به هر قیمتی سرباز رایان یهودی را زنده به آمریکا برگردانند. این فیلم به جایگاه ویژه یهودیان در آمریکا تاکید می کند که از رییس جمهور تا رئیس ستاد مشترک آمریکا آن همه دغدغه برای زنده ماندن سرباز رایان دارند. فیلم های اسپیلبرگ چه آن دسته که به صورت مستقیم به یهودیان می پردازد -فهرست شیندلر، نجات سرباز وظیفه رایان- و چه آن دسته که غیر مستقیم این حرکت را تداوم می بخشند -مانند ایندیانا جونزها و...- باعث شده است دیگر یهودیانی که در اطراف شرکت او گرد آمده اند به کارهای مستقل خود بپردازند. "رومن پولانسکی" دیگر یهودی فیلمساز مطرح آمریکایی بعد از مشارکت و همکاری با اسپیلبرگ فیلم های معروف خود "پیانیست" و... را ساخته است. یهودیان دیگر که از اروپای شرقی و مرکزی آمده اند نظیر کامینسکی و... در کنار او فعال هستند. اسپیلبرگ علاوه بر همکاری با هالیوود در شرکت فیلمسازی خود "آمبلین" با آرم کره و عنوان "دریم ورکز" در دو دهه گذشته در بخش های مختلف سینمایی، تلویزیونی، انیمیشن، بازی های رایانه ای با گرد آوری مجرب ترین عناصر، تولیدهای بسیاری داشته و اکنون در عالم فیلم سازی قطبی تعیین کننده محسوب می شود. به گزارش "مهر" از سال 1978 اسپیلبرگ در مقام تهیه کننده توانست کارگردان ها، فیلمنامه نویس ها، آهنگ سازان و... قوی و متبحر را در اطراف خود گرد آورد. "زمه کیس" و" باب گیل " دو کارگردانی هستند که از اوایل دهه هشتاد همکاری شان را با اسپیلبرگ آغاز کرده اند. "زمه کیس" با ساختن فیلم های "ماشین زمان"، "بازگشت به آینده"، "چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت" و "فارست گامپ" جایزه اسکار هم بدست آورد. "جودانته". یکی دیگر از فیلمسازان موفق شرکت فیلمسازی اسپیلبرگ است که فیلم ضد جنگی "سرباز کوچولوها" نام او را بر سر زبان ها انداخت. "سام مندز" یکی دیگر از فیلمسازان شرکت اسپیلبرگ است که فیلم هایی چون "زیبایی آمریکایی " که اسکار هم برد و فیلم "مکزیکی" و... از ساخته های اوست. شرکت های "آمبلین / دریم ورکز" امروزه فیلم های متنوعی می سازند: "مردان سیاهپوش "، "تکامل"، "نقاب زرو"، " آخرین روزها" -که اسکار هم گرفته است-.یکی از عوامل ورشکستگی فیلم های انیمیشن شرکت "والت دیسنی" تنگ شدن بازار به وسیله فرآورده های "آمبلین / دریم ورکز" اسپیلبرگ است

فیلم های دایناسوری " دانیاسور کوچولو"، " دره شگفت انگیز"، " مورچه ای به نام زی"، "شرک" و... رقبا را از میدان بدر کرده است. سریال های تلویزیونی اسپیلبرگ با همکاری زمه کیس، دانته، اسکورسیزی، هایمز، دو ویتو، ایستوود و ریچارد ماتیسون مانند سریال های "مایه شگون"، " قطار شبح"، "اورژانس"، "برادران همرزم" و... موفقیت های بسیاری برای آنان به ارمغان آورده است و بیشتر از موفقیت های تجاری آنچه حیات و تکامل این فیلمساز و کمپانی اش را تضمین می کند تامین اهداف صهیون است وگر نه چه بسیار فیلمسازان موفق و پرمخاطبی که خلاف جهت آب حرکت کردند و زیر چرخ های ماشین فیلمسازی هالیوود له شدند فیلم "زندگی زیباست" ؛ داستانی در امتداد دروغ های تاثیر گذار "زندگی زیباست" فیلمی از داستان مکرر کشتار و آزار یهودیان در طول جنگ حهانی دوم است که این بار "روبرتو بنینی" با خوشمزگی های ویژه فیلم های ایتالیای به تحریف تاریخی پیرایه ای از "یهودیان ایتالیا" پوشانده است. در این فیلم روبرتو بنینی کارگردانی، فیلمنامه نویسی و بازیگری نقش اصلی (گوئیدو) را بر عهده داشته و نیکولیا براسکی ( دورا ) ماریزا پاردرز ( لورا، مادر دورا) گوستینو دورانو ( عموی گوئیدو) سرجیوبوستریک ( فروکیو )، جورجیوکانتارینی ( جوزئه) نقش آفرینی کرده اند. تهیه کننده: الدا فری، جیان براگی و مدت فیلم 117 دقیقه است. فیلم زندگی زیباست یک کمدی درام است که ترکیبی از سبک آثار "چارلی چاپلین" و " وودی آلن" را بکار گرفته، با این تفاوت که از کمدی بزن بکوب چاپلین در حرکت های اضافی بداهه سازی کمترتاثیر پذیرفته و همچنن کمتر از عنصر ویژه روشنفکری وودی آلن استفاده می برد. از خشونت مستقیم اهتراز می کند و از این منظر به القا خشونت به طورغیر مستقیم سود می برد. همچنین در شبیه سازی شرایط جنگ جهانی دوم صرفا در کمیت های انسانی پرتعداد همسویی دارد. فیلم در فضاهای خارجی خوش آب و هوا و در دکورهای امروزی شیک فیلمبرداری شده و کارگردان هیچ شبیه سازی منطقی ومتناسب با ادعای موردنظرش انجام نداده است. گوئیدو ( بنینی ) و دوستش ( فروکیو) حدود سال 1936 مناطق روستایی توسکان راترک می کنند و به شهر می آیند. گویئدو در آنجا عاشق " دورا" می شود و پس از آنکه او را در روز نامزدی اش با یک نفر دیگر، از کلیسا می رباید با او ازدواج می کند. پنج سال بعد ( 1939) آنها دارای یک پسر شده اند. دو یا سه سالگی پسرشان همزمان با وضع قوانین جمع آوری یهودیان ایتالیایی توسط فاشیست ها می شود و قوای آلمانی نیز در این امر رهبری عملیات را بر عهده می گیرند. گویئدو در شهر فقط عمویش را داردکه از ازدواج اش با دورا را ممکن ساخته است. اما آن ها نیز به دلیل یهودی بودن همراه با دیگر یهودیان شهر محکوم به فرستاده شدن به اردوگاههای کار اجباری هستند. گویئد، همراه با پسرش و عمو بازداشت و به قرنطیه راه آهن فرستاد می شوند. دورا که یهودی نیست و مصون از بازداشت شدن است بعد از آگاهی از وضع شوهر و بچه اش، داوطلبانه به صف بازداشتی های می پیوند تا بتواند همراه آنان باشد. گوئیدو برای پیش گیری از آسیب پذیری پسرش مجبور است همه امور را با اشکال کمیک جلوه دهد و به پسرش بقبولاند که آنها دراردوگاه کار اجباری در محیطی دوستانه قرار دارند. همه رفتارها با اسرا از روی تفریح است واو باید یاد بگیرد کم کم با شرایط جدید سازگاری داشته باشد. آنها در اردوگاه موفق می شوند یک بار به هنگام جدا کردن مردان وزنان همدیگر را ببینند و یکبار هم با استفاده از فرصت صدای گوئیدو و پسرش به گوش دورا می رسد. بعد از مدت ها گوئیدو با همکاری پزشک نظامی اردوگاه به خدمت در باشگاه افسران گماشته می شود و با استفاده از ساختمان بلند رستوران نقاطی را در اطراف اردوگاه شناسایی می کند و پسرش را به امید نجات در جعبه ای چوبی قرار می دهد. گوئیدو بعد از پنهان کردن پسرش دستگیر و تیرباران می شود. بعد از مدت کوتاهی سربازان آمریکایی سر می رسند و پسرگوئدو را سوار تانک خودشان می کنند و هنگام انتقال اسیران زن به سوی شهر او را به مادرش دورا تحویل می دهند. حجم بسیار بالای تولید فیلم های سینمایی ومجموعه های تلویزیونی صهیونیست ها در راستای توجیه دروغ بزرگ شان مبتنی بر قربانی شدن میلیون ها یهودی در طول جنگ جهانی دوم قابل توجه است. فیلم هایی چون " پیانیست " فهرست شنیدار، نجات سرباز رایان " و " زندگی زیباست" چگونه جوایز را به خود اختصاص می دهند و در نتیجه از فروش و اقبال خوش نیز برخوردار می گردند. سه جایزه اسکار 1998 و جایزه بزرگ هیات داوران جشنواره کن 1998برای " زندگی زیباست " از آن جهت برای صهیونیست های مستقر در باشگاههای مافوق قوانین بین المللی و جشنواره ها و سیاست تبلیغاتی امپریالیستی اهدا شد که دامنه فیلم سازی صهیونیسم بین المللی را از دایره هالیوود، فیلم سازان صهیونیست اروپای شرقی به ایتالیا می گستراند و دنیایی دیگر به مظلومیت ساخته صهیون اضافه می کرد. از سال 1919 که قرار داد " ساس پیکو" در آمریکا بین طرف های درگیر درجنگ جهانی اول منقعد گردید انگلستان در برابر فرانسه که بر اردن و سوریه حاکمیت داشت به قیومیت خود در فلسطینی وعراق جنبه قانونی بخشید و بلافاصله به تحقق اعلامیه وزیر امورخارجه اش " بالغور " که در سال 1917 قول تشکیل دولت یهودی در فلسطینی را به آژانس یهودی در فلسطین را داده بود با شتاب بیشتری پرداخت. از سال 1922 چرچیل ( در جنگ جهانی دوم نخست وزیر انگلستان شد) وزیر مستعمرات انگلیس که از شوق شیفتگی به صهیونیست ها خود را یهودی معرفی می کرد امکانات امپراتوری را درخدمت به صهیونیست ها برای انتقال از اقصا نقاط جهان به ویژه از اروپایی شرقی بسیج کرد. کشتی های بریتانیایی مهاجران را به فلسطینی روانه کردند و مهاجران در فلسطینی مورد حمایت انگلستان قرار گرفتند،به طوری که جمعیت پنجاه هزار نفری اوایل دهه بیستم در سال 1936 از شش صد و پنجاه هزار تن گذشت. .همچنین گروه تروریستی " هاگانا" با آموزش ها و جنگ افزارهای انگلیسی تعدادشان در سال 1939 از مرز پنجاه هزار تن گذشت و ترورها و نسل کشی فلسطینی ها در زیرحمایت انگلیسی ها سرعت بیشتری یافت. در طول جنگ جهانی دوم بدلیل درگیر بودن انگلیسی در جنگ، هاگانا و اشتران و شصت هزار یهودی مسلح وضع موجود را ادامه دادند و جنگ زرگری آلمان هیتلری و انگلیس چرچیل درشمال آفریقا که می توانست به فلسطینی کشیده شود در منطقه استراتزیک " المسلمین "با فرماندهی فراماسونری وابسته به صهونیسم ؛ "مارشال رومل" معروف به روباه صحرا به نفع ژنرال مونتگمری انگلیسی صحنه نبرد را ترک کردند و سرنوشت جنگ جهانی دوم از 1944 به نفع انگلستان تغییر کرد. در کل دوران پنج سال جنگ جهانی دوم با وجود بنادر شوروی در دریای بالتیک و سیاه و حضورناوگان انگلستان در دریای مدیترانه و سرخ کمربند امنیتی صهیونیست ها را به هم وصل می کرد. در چنین شرایطی لازم است برای کتمان کشتارهای جمعی فلسطینی های بی گناه د دوره اول مهاجرت، ایجاد رعب و وحشت در میان یهودیان ساکن دیگر کشور ها که نه رقبتی به مهاجرت داشتند و نه تن به حمایت از صهیون می دادند توسط گروه های تروریستی صهبون همچنین برای زمینه سازی برای کشتار بی رویه در دوه های بعدی تسلط بر سرزمین های اشغالی ف قتل عام زنان، کودکان و مردان بی گناه بهترین روش ایجاد زمینه ای تاریخی در ذهن مخاطب است که مظلومیت این تیزه از یهود را چنان عظیم جلوه دهد که تصور بروز هر گونه ظلم از سوی صهیون را دور از ذهن نمایاین سازد. بر همین اساس آنچه به نام کشتار یهودیان در " گتو" های مختلف لهستان، آلمان و فرانسه افسانه پردازی می شود دروغی بیش نیست. کشتار ها بیشتر به وسیله حامیان تاسیس دولت اسراییل انجام گرفت تا قوای فاشیست های هیتلری و موسیلینی. اوج توافق غرب و شرق را در سال های 8- 1947 می بینم که بعد از حمله اعراب متحد و سرکوب تروریست ها هاگانا، سربازان به ظاهردشمن شرق کمونیستی و غرب کاپیتالیستی از انگلیس و چکسلواکی و رومانی و فرانسه به فلسطینی سرازیر شدند و اعراب و فلسطینی ها را شکست دادند. طرح فیلم هایی چون " زندگی زیباست " براساس دروغ محض قرار داده شده و به نوعی تاریخ سازی بر صهیونیسم شده است. رژیم صهیونیستی در طول جنگ جهانی دوم به لطف انگلستان و شرکایش از همه امتیازهای یک دولت پنهان در فلسطینی برخوردار بود وطبق برنامه اعلام شده از سال 1922 سالانه یکصد و پنجاه هزار نفر یهودی روانه فلسطین می شدند.چگونه است که ایتالیا از این امکان برا اخراج یهودیان کشورش سود نبرد و تن به داستان جنایتبار " زندگی زیباست " داد. واقعیت چیز دیگری است ؛ با توجه به اینکه صهیونیست هایی چون اسپیلبرگ، رومن پولانسکی، بیلی وایلدر و نبینی و... نیزبا زبان سینما به تاریخ نویسی صهیونیستی مشغولند باید منتظر باشیم تا داستان هایی به مراتب تلخ تر و تاثیر گذار تر از راه برسند تا حدیث دروغ های زیبا و اثر گذار بهتر از قبل در جان و روح مخاطب سینمای جهانی قرار گیرد. منابع: 1- مثلث سرنوشت (نوام چامسکی) 2- جنایات صهیونیسم در فلسطین ( اسماعیل یوسفیه) 3- واقعیت های جامعه اسراییل (جک برن استین) قیام شیطان هیتلر؛ تحریف به موقع تاریخ از سوی صهیون خبرگزاری "مهر" - گروه فرهنگ و هنر: در نیمه اول سال 1383 آلمانی هایی که تا کنون صد ها فیلم ضد نازی را دیده بودند به تماشای فیلم " سقوط " نشستند و اینچنین نخستین فیلم تاریخی که به شکلی جانب دارانه ویژگی های مثبت آدولف هیتلر را به تصویر کشیده است مورد استقبال ملت آلمان قرار گرفت. " سقوط" فیلمی است که با اهداف از پیش تعیین شده تولید شد و واکنش سریع صهیونیست های را برانگیخت. این فیلم در بسیاری از کشور ها هرگز به روی پرده نرفت، زیرا صهیون که خود از کاربرد و تاثیر سینما مطلع است خوب می داند تماشای چنین فیلمی در دراز مدت چه نتایجی در پی دارد. پیش از این صهیونیست ها خود صدها فیلم اروپایی و آمریکایی را با بهره مندی از تنفر جهانی نسبت به قتل عام انسان ها به روی پرده فرستادند و با نمایش گذاشتن داستان هایی از دوران جنگ دوم جهانی، هیتلر را موجودی روان پریش و خطر ناک به تصویر کشاندند. از میان این آثار فیلم " هیتلر " با نام دیگر "قیام شیطان هیتلر " از جمله آثاری است که ا در نقطه مقابل "سقوط " قراردارد. داستان فیلم از کودکی هیتلر در سال 1898 در اتریش شروع می شود ؛ پسرک پدرش را از دست داده ومادرش اورا در خانه عمویش نگه داری می کند. هیتلر کودکی منزوی ودیگر آزار است و عمویش او را به خاطر آزاررساندن به گربه هایش دائم کتک می زند. بعد ازمرگ عمو، مادرش او را در کنار دختر خوانده اش ( آنجلا ) نگه می دارد. درس خواندن هیتلر تعریفی ندارد و در دبیرستان نیز باناکامی روبرو می شود. بعد ازمرگ مادر، خانه راترک گفته مدتی در میان خیابان خواب ها بسر می برد و مدام از ستم بانکداران جهان خوار یهودی حرف می زند که زندگی آلمانی ها را تباه کرده اند. او در ادامه بعد از دریافت مبلغی پول از آنجلا راهی مونیخ می شود و با شروع جنگ جهانی اول به جبهه بلژیک اعزام می شود. در ا ثر تلاش هایش در جبهه سرگروهبان می شود. بعد از جنگ در حالی که حکومت کمونیست ها ویهودیان ( کارل لیبکنخت ) در سال 1918 برسرکار می آید اوبا تحریک دیگران ( دست راستی ها ) موفق به سرنگونی ( کمونیست های یهودی می شوند ) از 1919 یک یهودی متحول ( ارنست هلفسیتن ) او را راهنمایی و حمایت می کند و با سرو وضع جدید درحالی که عکس هایش برهمه درها و دیوارها چسبانده شده است با سخنرانی های آتشین موفق به جلب نظر مثبت گرایش های فاشیستی می شود. ابزار تبلیغی او لغو قانون غرامت جنگی ورسای و محوکردن جهودهاست. هیتلر جوان باتوجه به زمینه مثبت اجتماعی وتورم فزاینده جامعه ( یک قرص نان به مبلغ پنج هزار فرانک ) موفق به تشکیل حزب ناسیونال سوسیالیست می شود. در اقدام کودتایی در 1924 به زندان می افتد و کتاب " نبردمن " را می نویسد. به محض بیرون آمدن اززندان، روزنامه ارگان حزب را فعال تر می کند و نویسندگان یهودی و غیر یهودی ( فرتیز و زنش سوفیا گلی یهودی ) او راحمایت می کنند و به زودی به حزب اول کشور مبدل می شوند. در انتخابات 1933 اکثریت کرسی های پارلمان را به دست می آورند و دراقدامات بعدی رییس جمهور (هیندنبورگ ) می میرد و هیتلر با انحلال مجلس و قانون اساسی خود و حزب اش را به عنوان منبع قانون اعلام می کند. یهودیان ناآگاهانه با او همکاری می کنند و به عنوان دوستان هیتلر شناخته می شوند اما بسیاری از همین دوستان در سازمان (s.i) کشته می شوند. حامی اول به قدرت رساندن هیتلر ( ارنست هلف ستین ) به انگلیس می گریزد. ژنرال ارنست نزدیک ترین دوستش را می کشد و دستور فرستاده شدن یهودیان به اردوگاه داخائو داده می شود. در 1939 کشورهای هلند بلژیک، لهستان، فرانسه و... به اشغال آلمان در می آید و درسال 1945 آلمان سقوط می کند. داستان فیلم "قیام شیطان هیتلر" مراحل رشد فردی او وتحولات اجتماعی سیاسی آلمان و رانده شدن جهان به سوی جنگ جهانی دوم را به تصویر می کشد. کارگردان و فیلمنامه نویسان سعی کرده اند اتهام هایی که از سوی هیتلر به یهودیان وارد می شود ( بانکداران یهودی و یهودیان حزب کمونیست آلمان عامل بدبختی مردم هستند ) تنها برزبان اوجاری سازند و چنین روایت کرده اند که این افکار ضد یهود وقتی شیوع پیدا می کند که هیتلر قدرت را قبضه کرده است. همچنین نا آگاهی عناصری که پلکان ترقی هیتلر می شوند برجسته ترنشان داده می شود. فرتیز، روزنامه نگار یهودی کسی بوده است که درطول جنگ جهانی اول در جبهه ها همراه هیتلر بوده است واو زمانی می فهمد که مثل دیگران ( یهودی و غیر یهودی ) اشتباه کرده است که سوار برکامیون ها به سوی اردوگاه "داخائو" در لهستان در حرکت است . تاریخ ازنگاه کارگردان تنها به جنبه های روانی هیتلر محدود شده است و نه به هزاران عامل اقتصادی، فرهنگی، نظامی، ارثیه برجای مانده از جنگ جهانی اول، انقلاب یهودیان کمونیست به رهبری کارل لیبکخت یهودی، انقلاب اکتبر شوروی به رهبری کادر یهودیان حزب کمونیست شوروی با رهبری عملی " لئون تروتسکی " و بانک های روچیلا و...