آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ rss
نسخه چاپی ارسال
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم
 مفهوم ملت از منظر ميرزاي شيرازي

مفهوم ملت از منظر ميرزاي شيرازي


کیهان


دو قرائت در تفسير واژه ملت در يكصد سال اخير
در چند دهه بعد از نگارش رساله شيم عليه، يعني دوران تحريم تنباكو و عصر مشروطيت تحول و تكاملي مهم در برداشت از مفهوم ملت روي مي دهد. در اين مورد مي توان به دو گرايش و تفسير توجه داشت:
نخست، گرايشي كه، با توجه به سابقه تاريخي و پيشينه فكري و فلسفي اين مهم، با توجه به عصر صفويه و تحولات دوران قاجاريه به ضرورت رشد اين مفهوم توجه نمود. اين ضرورت وقتي بيشتر احساس گرديد كه شكاف بين دولت و ملت بيشتر شد و مفهوم «مقدس» از دولت قاجاريه بيشتر گرفته و براي شريعت و علماي ديني بيشتر وضع مي شد. در اين هنگام كه شكاف بين دولت و ملت بيشتر شده و از طرفي دين و دولت هم به نوعي بي اعتمادي و سپس تقابل مي رسند، به يكباره شاهد ظهور لفظ «اعلاي كلمه ملت» در مكتوبات و رسايل عصر تحريم تنباكو هستيم. به نظر مي رسد آيت الله ميرزاي شيرازي توجه و دقت زيادي دراين مورد مبذول داشته است. به كاربردن لفظ «مصالح عامه» و «ملت» دراين دوران فصل جديدي درتاريخ تحولات سياسي ايران است چرا كه ملت در اينجا به سه مفهوم مكمل هم و در كنار يكديگر اطلاق مي گردد:
اول- در مفهوم شريعت و دين.
دوم- در مفهوم مردم پيروان شريعت.
سوم- در مفهوم مردم پيرو شريعت درمحدوده جغرافيايي كشوري به نام ايران.
درحقيقت مفهوم «مردم ايران اسلامي- شيعي» يك كل بزرگ را تشكيل مي داده كه لفظ ملت اين سه عنصر را يكجا مي توانست در خود داشته باشد. ميرزاي شيرازي در چند سند و نامه تاريخي به هر يك از اين عناصر اشاره دارد:
وي به سال 1306 در پاسخ به نامه استفتائيه آيت الله حاجي شيخ فضل الله نوري مي نويسد:
«در اعصاري كه دولت و ملت در يك محل مستقر بود، چون زمان حضرت حتمي مأب(ص) تكليف سياست دراين قسم از امور عامه درعهده همان شخص معظم بود و حال كه، به اقتضاي حكميت الهيه جل ذكره، هريك درمحلي است، درعهده هردو است كه به اعانت از يكديگر، دين و دنياي عباد را حراست كرده بيضه اسلام را در غيبت ولي عصر(عج) محافظت نمايند و تفاعد و كوتاهي از يكي، امر معوق و رعيت به امثال اين بلاها مبتلا مي شوند.»
ميرزاي شيرازي درادامه مي نويسد: «... مورد مذكور باب سياسات و مصالح عامه است و تكليف در اين باب، برعهده ذوي الشوكه از مسلمين است كه با عزم محكم مبرم درصدد رفع احتياج خلق باشد به مهياكردن مايحتاج آنها.» (نجفي و جعفريان 1373: ص ص 89-90)
سه سال بعد، ميرزاي شيرازي در نامه اي به ميرزاي آشتياني درخصوص نتايج قيام تحريم تنباكو و حضور مردم در آن و شكست استعمار خارجي به تشريح دست آوردهاي اين نهضت مي پردازد. درحقيقت، در زماني كه نوعي فاصله بين دين و دولت ايجاد مي شود، دراين مواقع مهم تكليف مردم چه مي شود؟
به نظر ميرزا، چون دولت از وظايف خود كوتاهي كرده، و ازطرفي يك ملت دولت مقدس يكپارچه لااقل شبيه به دوران صفويه هم وجود ندارد، لذا دين كه همان ملت باشد با توجه به عنصر مردم و ياري مردم درمقابل دولت مي ايستد. به بيان صريح تر، هرچند كه، قبل از قيام تحريم، دين با لفظ «ملت» خوانده مي شود، بعد از تحريم تنباكو و متولدشدن يك «ملت جديد» جداي از دولت، اين ملت در حقيقت شامل دين مي شود كه مردم را هم در بطن خود دارد و مردم، در شكاف و اختلاف بين دين و دولت، طرف دين را گرفته اند. حدس زدن مابقي ماجرا درتاريخ كار ساده اي است، چرا كه رسيدن به چنين تفكري خيلي زود در دهه بعدي در عصر مشروطيت ثمر داد و ملت به طور يكپارچه در حركت مشروطه و حركت مشروعه به طور كامل نظام استبدادي را زيرسؤال برد. به تعابير مرحوم ميرزاي شيرازي، درنامه اي به ميرزاي آشتياني تا حدودي مطالب مذكور مستندتر بيان مي شود:
«همين كه محقق شد اين اختصاص منافي ملت و برعموم رعيت شاق است محض اعلاي كلمه ملت و رفاه عموم رعيت...» (نجفي و جعفريان 1373: ص: 256)
دوم، آن گرايش است كه مفهوم ملت را در معنايي صرفا تقليدي از فرهنگ سياسي مغرب زمين به كار برده است. دراين مورد، مي توان به مكتوبات و نگارشات ميرزا ملكم خان، كه اتفاقا معاصر ميرزاي شيرازي است، اشاره نمود. وي، بدون اين سابقه تاريخي و فراز و نشيب هاي نظري و عملي، با نوعي مفهوم سكولار از ملت به نوعي شبيه سازي غيرعيني و غيرواقعي دست زده است. درهمين منظر و افق، برخي جرايد خارج ايران مثل اختر نيز مانند تفكر ملكم خان در اين مسير نظري تقليدي حركت مي كردند. با توجه به قدرت مرجعيت درعصر ميرزا، تفكر ديني قرين با ملت غلبه نمود و نهضت ضداستعماري به ابعادي وسيع رسيد، اما درعصر مشروطيت قضيه اين دو خط به نوعي تقابل جديد رسيد. جريان مشروعه و تفكر آزادي خواهان ديني مشروطه مثل علماي نجف و اصفهان و برخي شهرها از مفهوم ملت نگاه اولي را در مدنظر داشتند و برخي مطبوعات و رسايل منورالفكري به نوعي حداسازي مفهوم دين از ملت توجه نشان مي دادند.



نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.