آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ rss
نسخه چاپی ارسال
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم
فرار مغزها!‏

فرار مغزها!‏


یادداشت های یک طلبه


آنچه پیش روی دارید، بخشی از سخنرانی امام خمینی(ره) به شرح زیر است:

زمان: ۸ آبان ۱۳۵۸/ ۸ ذى الحجه ۱۳۹۹
مکان: قم‏
موضوع: اتکا به جوانان و اقشار مستضعف- پاکسازى ادارات و اصلاح فرهنگ‏
حضار: اعضاى کمیته امداد
مرجع: صحیفه امام، جلد‏۱۰، صفحه ۳۹۸

 

***

مى‏گویید مغزها فرار مى‏کنند، این مغزهاى پوسیده بگذار فرار کنند. این مغزهایى که براى اجانب کار کردند، این مغزهایى که جزء سازمان امنیت بودند، بگذار فرار کنند. شما براى آنها خیلى افسرده نباشید. این مغزها باید فرار کنند. البته الآن مى‏بینند این مغزها مى‏بینند که نمى‏توانند در اینجا آن استفاده‏هایى که مى‏کردند استفاده کنند، حالا از اینجا فرار مى‏کنند دنبال همان معانى که دلشان مى‏خواهد مى‏روند. مگر هر مغزى که علم- به قول شما- در آن بود این مغز شریف است؟ احمدى(۱) هم در زمان رضا خان دکتر بود، لکن دکترى بود که با آمپولِ خودش، مرگ بر مردم تزریق مى‏کرد! احمدى را شاید اکثر شما اسمش هم نشنیده باشید؛ اما ما بودیم در آن زمان که این مأمور بود که به ملیّین، به اشخاصى که اظهار مخالفت با دیکتاتورى مى‏کردند، آمپول مرگ تزریق مى‏کرد. آن هم یک مغزى بود، حالا اگر یک همچو مغزى از ایران فرار کرد، ما بنشینیم غصه بخوریم که مغز فرار کرده؟! شماها چه طور این طور تشخیص مى‏دهید که این مغزهایى که رفته‏اند پیش اربابهایشان، این مغزهایى که مجتمع شده‏اند در انگلستان و بر ضد ایران دارند تبانى مى‏کنند و تظاهر مى‏کنند، این مغزهایى که دنبال بختیار دارند جمع مى‏شوند، و بختیار و اینها را انگلستان پناه داده و در پناه سرنیزه انگلستان دارند زندگى مى‏کنند، ما براى اینها بنشینیم اظهار تأسف بکنیم؟ یا این مغزهایى که به امریکا فرار کردند، براى اینکه بروند آنجا پولهایى که در اینجا جمع کرده‏اند خرج بکنند، ما براى اینها باید اظهار تأسف بکنیم؟ فکرهایتان را عوض کنید! افکارى که پنجاه سال در مغزهاى شما جمع شده است، و اصلًا تشخیص نمى‏توانید بدهید به واسطه آن افکار ما بین صحیح و غیر صحیح را. عوض کنید خودتان را. ما باید این مملکت را عوض کنیم؛ این افکار را عوض کنیم. دانشگاه ما باید عوض بشود، از این افکار عوض بشود.

جوانهاى ما بیدار بشوید! اى جوانهاى برومند ما، اى خواهران ما، اى برادران ما، بیدار بشوید! اى شمایى که با دست شما نهضت به اینجا رسیده، و این آقایان که حالا اشکال مى‏کنند، در کنار نشسته بودند و یا کمک نمى‏کردند و یا بى‏تفاوت بودند و حالا آمده‏اند در میدان، اى جوانهایى که در مقابل توپ و تانک رفتید، اى خواهرهایى که جوانهاى خودتان را از دست دادید و خودتان هم در بین مردم تظاهر کردید و اللَّه اکبر گفتید! حفظ کنید خودتان را. نهضت خودتان را حفظ کنید. ننشینید دیگران براى شما کار بکنند. اینها براى شما کار نمى‏کنند. همان طور که اجانب کار نمى‏کنند، اینها هم کار نمى‏کنند.

باید ادارات تصفیه بشود. باید فرهنگ تصفیه بشود. باید دانشگاهها تصفیه بشود. باید به دست اشخاصى بیفتد که پیوندش با رضا خان پهلوى و با محمد رضا خان پهلوى در سالهاى طولانى نبوده. اینهایى که با آنها پیوند دارند نمى‏توانند مملکت ما را اداره کنند، اینها باید تصفیه بشوند، دولت باید تصفیه کند اینها را. اتکال به قدرت خودتان بکنید. همان طورى که مى‏بینید خودتان این همه کار را انجام دادید، و مى‏گویید استاندار ما همراهى نمى‏کند؛ و شاید بعضى وقتها هم کارشکنى بکند. ابداً اعتنا به همراهى او نکنید، و خودتان کار بکنید [با] اتّکال به قدرت الهى. همان طور که از اول نظرتان به این نبود که این قشرهاى بالا به شما کمک بکنند- و نکردند، و کارشکنى هم شاید کردند- همین طور حالایى که به سازندگى رسیدید، خودتان سازنده باشید. خودتان دنبال مطالب خودتان بروید. ملت خودش باید قیام کند. مملکت مال شما است. این مغزها فرار مى‏کنند، و مملکت مال شماست. اینها ارزها را برداشتند و فرار کردند، و حالا هم دارند یکى یکى فرار مى‏کنند، مى‏بینند دیگر اینجا جاى دزدى نیست.

مملکت مال خود شماست؛ مال جوانهاى ماست. مملکت مال این زاغه‏نشینان اطراف تهران است. که من خدا مى‏داند براى اینها غصه مى‏خورم. و براى اینها تا حالا فکرى نشده. مملکت مال اینهاست. نهضت را اینها پیش برده‏اند.

در یکى از روزهایى که تلویزیون نشان مى‏داد اطراف تهران را، یکى از او پرسید که شما چه مى‏کردید؟ مى‏گفت که- یک پیرمردى تقریباً بود، با یک عده از یک سوراخى بیرون آمد! از یک جایى که جاى انسان نبود بیرون آمد- گفت؛ ما صبح که مى‏شود مى‏رویم به تظاهر. زندگیشان این بود و صبح مى‏رفتند تظاهر؛ مى‏رفتند کمک مى‏کردند به ملت. ما مرهون اینها هستیم. ما زندگیمان را اینها اداره مى‏کنند. اینها اداره کردند. این جمعیت و امثال این جمعیت؛ جوانها؛ جوانهاى دانشگاهى، جوانهاى ادارى، آنهایى که پیوند با ملت داشتند، بازارى، کشاورز، کارگر، همه اینها. آن طبقه بالا به ما کارى نداشتند. حالا هم کارشکنى مى‏کنند و همه چیز مى‏خواهند، مى‏گویند مغزها فرار کردند! بگذار فرار کنند. جهنم که فرار کردند این مغزها! مغزهاى علمى نبودند این مغزها، مغزهاى خیانتکار بودند، و الّا کسى از مملکت خودش فرار مى‏کند به امریکا؟! از مملکت خودش فرار مى‏کند به انگلستان و زیرِ سایه انگلستان مى‏خواهد زندگى بکند؟ پیوند مى‏کند با بختیار و امثال بختیار که مملکت ما را به تباهى کشیدند؟ این مغزها بگذار فرار بکنند، بهتر که فرار مى‏کنند! غصه نخورید براى اینها، براى اینها که کشته شده‏اند غصه نخورید این قدرها.

برادرها! خودتان بیدار باشید که این مغزهایى که دارند فرار مى‏کنند این مغزهاست که شما را به تباهى کشیده‏اند. این مغزهایى است که نگذاشتند جوانهاى ما تحصیل کامل بکنند. اینها باید هم بروند؛ باید هم فرار کنند؛ دیگر جاى زندگى براى آنها نیست. براى اینکه ملت بیدار است. یک ملت بیدار نمى‏گذارد که شما هر کدامتان هر کارى مى‏خواهید بکنید. باید خودتان، خودتان را اداره کنید. باید همه‏مان به میدان بیاییم. فکر اینکه استاندار یک کارى بکند، یک کارى کسى بکند، اتّکال به آنها نکنید.

خودتان همان طورى که مى‏گویید [باشید] الحمد للَّه الآن یک تحولى حاصل شده است که همه طبقات، مهندسش مى‏آید کار مى‏کند؛ دکترش مى‏آید کار مى‏کند. اینهایى که حالا مغزهاى انسانى دارند. اینها که مغزهایى ندارند که فرار کنند. آقا! مغزهایى فرار مى‏کنند، ما هم یک مغزهایى داریم که با اینکه مغز علمى هستند دارند به مردم کمک مى‏کنند؛ دارند مى‏روند دِرو مى‏کنند. این مغزها را ما مى‏خواهیم؛ نه آن مغزهایى که حالا که برایشان تَعیّش حاصل نیست فرار کنند. چرا به خود نمى‏آیند اینها؟ چرا اینها نمى‏فهمند مقدار خودشان را و مقدار مملکت ما را؟ ما این مغزهایى را مى‏خواهیم که در عین حالى که دکتر است، در عین حالى که مهندس است، مى‏رود در جهاد سازندگى و جهاد سازندگى را راه مى‏اندازد. ما این مغزها را مى‏خواهیم که از امریکا پا مى‏شود مى‏آید اینجا مى‏گوید من آمده‏ام براى کمک؛ نه پا بشود فرار کند از اینجا! این مغزهاى فرّار به درد ما نمى‏خورد، بگذار فرار کنند. اگر شما هم مى‏دانید که در اینجا جایتان نیست، شما هم فرار کنید! راه باز است. مملکت ما آدم مى‏خواهد حالا؛ نه مغزهایى که مى‏روند در پناه انگلستان و در پناه امریکا.

***

۱- پزشک احمدى، مردى که به دستور رضا خان، بسیارى از آزادیخواهان و مخالفان رژیم را با وسائل مختلف از جمله با« آمپول هوا» کشت. اوایل او در دوران سلطنت محمد رضا شاه دستگیر شد و مورد محاکمه قرار گرفت. او در دادگاه، در ارتکاب تمام جرایمش، قضات و مسئولان دادگسترى را« شریک جرم» خود دانست.

***

متن کامل و فایل صوتی این سخنرانی را می‏توانید در پایگاه اینترنتی «روح ‏الله» بیابید.

http://hemati.ir



نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.