آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ rss
نسخه چاپی ارسال
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم
حضرت فروبرنده خشم

حضرت فروبرنده خشم


سرباز صفر جنگ نرم


حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام پدر بزرگوار امام رضا علیه السلام که در روز هفتم ماه صفر از مادر عالمه ایشان که حمیده نام داشت به دنیا آمدند کاظم نام داشتند یعنی فرو برنده خشم زیرا آن حضرت هیچگاه دشمنان خویش را نفرین نکرد حتی در ایام حبس که مکرر کمین کردند ولی از آن حضرت یک کلمه سخن خشم آمیز نشنیدند و ابن اثیر که از متعصبان اهل سنت است می گوید:

" آن حضرت را کاظم لقب دادند به جهت آنکه احسان می کرد با هر کس که با او بدی می کرد و این همیشه عادت او بود ولی اصحابش به جهت تقیه گاهی از آن جناب به عبد صالح و گاهی به فقیه و عالم و غیره تعبیر می کردند و در میان مردم به باب الحوائج معروف است."


روایتی از فرو بردن خشم حضرت کاظم علیه السلام

شیخ مفید و دیگران روایت کرده اند که در مدینه طیبه مردی بود از  اولاد خلیفه دوم که پیوسته حضرت امام موسی علیه اسلام را اذیت می کرد ،ناسزا به آن جناب می گفت، و هر وقت که آن جناب را می دید به امیر المومنین علیه السلام دشنام می داد.

تا آنکه روزی بعضی از کسان آن حضرت عرض کردند که بگذارید ما این فاجر را بکشیم،حضرت ایشان را از این کار بازداشت و نهی کرد و پرسیدند که آن مرد کجاست؟ عرض کردند در یکی از نواحی مدینه مشغول زراعت است حضرت سوار شد و از مدینه به دیدن او تشریف برد ، وقتی رسید که او در مزرعه خود حضور داشت، حضرت به همان نحو که سوار بر مرکب خود بود داخل مزرعه شد آن مرد صدا زد که زراعت ما را لگدمال نکن،از آنجا نیا.

حضرت به همان نحو که می رفت ،رفت تا به او رسید و نشست نزد او و با او به گشاده رویی و خنده سخن گفت و سوال کرد که چه مقدار خرج زراعت خود کرده ای؟ گفت: صد اشرفی، حضرت فرمود: چه مقدار امید داری که از آن بهره ببری؟،گفت: غیب نمی دانم، حضرت فرمود : من گفتم چه اندازه امید داری که عایدت بشود؟ گفت: امیدوارم که دویست اشرفی عایدم شود،پس حضرت کیسه زری بیرون آوردند که در آن سیصد اشرفی بود و به آن فرد مرحمت کردند و فرمودند: این را بگیر و زراعتت نیز باقی است و حق تعالی تو را روزی خواهد فرمود در آنچه امید داری.

آن فرد برخواست و سر آن حضرت را بوسید و از آن جناب خواست که از تقصیرات او بگذرد و او را عفو فرماید،حضرت تبسم فرمود و برگشت و پس از آن ،آن فرد را در مسجد دیدند که نشسته و چون نگاهش به ان حضرت افتاد گفت: الله اعلم حیث یجعل رسالته1 ؛..پس حضرت به کسان خود فرمود که کدام یک بهتر بود؟،آنچه شما اراده کرده بودید یا آنچه من اراده کردم .


احادیث امام کاظم در باب فرو خوردن خشم


قال الکاظم علیه السلام: المعروف غلّ لا یکفّه الا مکافاة او شکر.

احسان کردن به دیگران مانند غل و زنجیری است بر گردن احسان شده که بیرون نمی آورد آن را مگر احسان نمودن در مقابل این احسان و یا شکر نمودن آن.

ما تسابّ اثنان الا انحطّ الاعلی الی مرتبة الاسفل.

دو نفر  همدیگر را دشنام ندهند مگر آنکه بالاتر و گرامی تر است فرود خواهد آمد به مرتبه آنکه پست تر است2.

 

1-خدا داناتر است که رسالت خود را در کجا قرار دهد؛سوره الانعام آیه 124

2-برگرفته از کتاب ارزشمند منتهی الآمال تالیف شیخ عباس قمی؛باب نهم

http://aql.blogfa.com



نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.