آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ rss
نسخه چاپی ارسال
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم
بیت الاحزان سینمای ایران!

بیت الاحزان سینمای ایران!


طی طریق


سینمای ایران در طی دو دهه اخیر فراز و نشیب های فراوانی را پشت سرگذاشته است.

چند سالی ست که کیفیت هنر هفتم کشور، رو به نزول نهاده و منحنی رشد آن مسیری سرازیری را طی می کند.

روند فیلمسازی در کشور ما منحصر به بیان نگرش و دیدگاه های قشری خاص شده است که بدین صورت سعی در بسط اینگونه تصورات در میان جامعه را دارند.

موجی که هم اکنون در بطن تولیدات سینمای ایران شکل گرفته؛ انتقادات نابجا(و نه بر حق)، از وضعیت فعلی جامعه است.

درون مایه اکثریت فیلمهای ما شامل نقد بی حدوحصر ارزشها، هنجارها و اعتقادات جامعه می باشد.

"افراط در پرداختن به کمبودها" در حال همه گیر شدن است در بین فیلمسازان ما ... حال نمی دانم این عطش بزرگنمایی کاستی ها با چه چیزی و یا چگونه فروکش خواهد کرد؟!

البته مقصود بنده از بیان جملات فوق این نیست که نارسایی ها را نبینیم و به تقدیس کاستی ها بپردازیم و همواره به شیرینی شیره[!] اذعان داشته باشیم ... خیر!

منظورم اینست که عادل باشیم و اگر کمبودها را می بینیم ؛ نقاط مثبت را نیز متذکر شویم.

"عدالت در روایت" از آن دسته موضوعاتی ست که رعایت آن در شرایط فعلی سینمای کشور به شدت احساس می شود.

اما در این بین هستند عده ای که خواسته یا ناخواسته؛ "نه تنها آب نمی آورند بلکه سبو نیز می شکنند!" و برروی این امواج سهمگین انتقادات، موج سواری می کنند!!!

سوار موج شدن که هنری نمی خواهد!...

شکار «خرس طلایی برلین» و صید «صدف زرین سن سباستین»؛ از جشنواره هایی که سبقه ضد ایرانیـشان زبانزد است که مباهات و افتخار ندارد!!!

هرکس در فیلم خود تصویری عقب مانده تر، مفلوک تر و ناکارآمد از جامعه و ساختار کشورش ارائه دهد، جایزه که سهل است؛ تندیس طلایی خودش را می سازند!!!

نمونه های اینچنینی نه فقط در کشور ما بلکه در دیگر کشورها نیز دیده می شود.

بعنوان مثال؛ فیلم هندی «میلیونر زاغه نشین» که در سال 2009 برنده چندین اسکار در بخش های مختلف شد، مصداقی بر این مدعاست.

فیلمی که در آن هند را کشوری مرتجع، بی فرهنگ و مشوّش معرفی می کند که قانون جنگل بر آن حاکمیت دارد[!] و ذره ای انسانیت و نوع دوستی در میان این ملت دیده نمی شود!

حال می خواهم کمی به وضعیت فعلی سینمای کشورمان بپردازم:

محصولات کنونی صنعت سینمای کشور به نوعی بازگشت به عقب محسوب می شوند و دوران رکود فرهنگی را سپری می کنند.

تغییر نگرش فیلمسازان برجسته ما در ساخته های جدیدشان به وضوح قابل مشاهده است.

کارگردانان و نویسندگان نسل دوم و سومی که تا پیش از این دغدغه اکثریت ایشان، تولید و ساخت آثاری با رویکرد انقلابی و اعتقادی بود؛ چه شد که به ناگاه تغییر موضع داده و اولویت های آنان جایگزین شد؟!

سؤال من اینست:

براستی چه شد که؛ "حاتمی کیا" از «بوی پیراهن یوسف» رسید به «دعوت»؟!

چه اتفاقی افتاد که؛ "کمال تبریزی" از «لیلی با من است» به «همیشه پای یک زن در میان است» رسید؟!

چرا "مجید مجیدی" بعد از «رنگ خدا» ؛ «بید مجنون» را کلید زد؟!

و ایضاً چگونه "مهرجویی" پس از شاهکار «گاو» به ساخت امثال «سنتوری» گرایش پیدا کرد؟!

براستی این تغییر نگرش از کدام سمت و سو نشأت می گیرد؟!

نقد وارده بر این دوستان این است که چرا با گذر زمان و به تناسب آن، طرز فکر این جنابان نیز تعویض شد و رو به تغییر نهاد؟!

حقیقتاً مادامی که آدمی، اندیشه و نگرش و کردار خویش را برحق می داند و حقانیت آن یقین دارد؛ می بایست در آن ثابت قدم بوده و بی هیچ هراس و واهمه ای در جهت بالفعل کردن این اندیشه بالقوه تلاش نماید.

فلذا سخن به میان آوردن از اینکه دوره و زمانه عوض شده و سلیقه مردم تغییر کرده است؛ مردود بوده و نوعی مغالطه بشمار می رود.

اینکه کسی برای خوشآمد دیگران و نه از روی افکار و برداشت های شخصی خود، فیلم بسازد که فیلمساز نیست!

عضو حزب "باد" است که به هر طرفی وزید، خود را با آن همراه سازد!

فیلم خوب می بایست براساس دغدغه های عوام ساخته شود نه برای جلب نظر عده ای اقلیت مرفه نشین بی آلام!

مسأله ما مـردی نیست که در «چهل سالگی» به دست خود، از شریک زندگی اش آزمون خیانت بگیرد که آیا هنوز به او پایبند هست یا نه!!!

دغدغه ما «سیمینی نیست که به بهانه جدایی از نادر» کشورش را ناامن و بی آتیه می داند و تنها راه رهایی از این دوزخ[!] را پناه برن به فردوس غرب می پندارد!!!

و همچنین مشکل ما رزمنده ای نیست که بنام «دموکراسی تو روز روشن» او را به مسلخ گاه ببریم و تمام گذشته و اعتبار و آبروی او را به سخره بگیریم و او را دستمایه ای برای نشان دادن دموکراسی در دیار باقی[!] قرار دهیم!!!

نه ... مسأله ما اینها نیست ... و باید که به حال این سینما گریست!

مسأله ما حاج کاظم بود که در «آژانس شیشه ای» خود را در عملی انجام شده برای یاری همرزم اش، مستأصل می دید که در این دوراهی محض؛ چه باید کرد؟

دغدغه ما  صفیه، مادربزرگ «بازمانده» بود که برای نجات تنها یادگار پسرش از چنگال صهیونیست ها، خود را فدا کرد.

موضوع ما  پسرک «بچه های آسمان» بود که در مسابقه خواستار مقام سوم بود نه اول! چراکه جایزه نفر سوم کفش مدنظر او بود.

و کمی جلوتر ... مشکل ما روحانی تازه معمم شده نیشابوری بود که پس از مواجهه با تمامی مشکلات مادی و معنوی نشان داد که می توان «مس را به طلا» تبدیل کرد.

بله ... مسأله ما اینهاست ...

آری دوستان ... حال و روز سینمای ما شده حکایت "آن کس که بداند و نداند که بداند ..."!

در حالیکه می دانیم اولویت ها چیست ... می دانیم که باید به کدامین موضوعات بیشتر پرداخت و کدامیک را می بایست برجسته نمود ... اما با این حال خودمان را به ندانم کاری زده و راه دیگری را درپیش می گیریم.

البته نمی توان تمام مشکلات و کم کاری ها را صرفاً به قشر دستاندرکار سینما نسبت داد چراکه سیاست گذاری ها و تصمیم گیری های مدیران و مسئولان فرهنگی نیز یقیناً در این امور سهم بسزایی داشته و دارند!

سخنم را کوتاه کنم و عرضم را تمام ...

بهرحال بحث درباره سینمای ایران و مسائل مرتبط با آن مجالی مفصل می طلبد.

اما می بایست این نکته را متذکر شد که وضعیت کنونی فیلمسازی کشور، اصلاً و ابداً شایسته نام و اعتبار سینمای ایران نبوده و نیست.

بنابراین شایسته است، با تلنگرهایی هم چون این نوشته که از نظرتان گذشت؛ درجهت اعتلاء و پیشرفت سینمای بومی کشور تلاش کنیم.

"...ستنتصر القائم..."


پی نوشت: این مقاله صرفاً حاصل برداشت های شخصی بنده بوده و بر همین اساس دیگر نظرات و در این ارتباط نیز قابل تأمل و احترامند. همچنین این نوشته تنها یک نگاه کلی به سینمای ایران بوده و لزوماً "تمامی آنچه که باید گفته می شد" نیست چراکه بحث و بررسی درباره این موضوع قابل تعمیم است که انشاالله و بزودی به آن خواهم پرداخت.

http://tie-tarigh.blogfa.com



نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.