آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸ rss
نسخه چاپی ارسال
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم
روش های پیدا و پنهان صهیونیسم

روش های پیدا و پنهان صهیونیسم


پایگاه حوزه


رشد و توسعه فن آوری و ارتباطات، از جهان امروز دنیایی بدون مرز ساخته است. سرنیزه های دیروز و سلاح های پیشرفته امروز، همگی در برابر قدرت رسانه های ارتباطی رنگ می بازند; زیرا تا بستر فرهنگی و سرزمین اندیشه ها هموار نباشد، استفاده از زور چیزی جز خسارت های سنگین و زیان های جبران ناپذیر بر جای نمی گذارد.

از این رو، امواج نامرئی، مرزهای سیاسی - جغرافیایی را در می نوردد تا بدون هیچ گونه کنترلی وارد عرصه های دلخواه خود شود و مخاطبانش را مورد هجوم و یورش قرار دهد. بهره کشی و برده داری امروز از مرزهای جسمانی گذر کرده است و تا مغز استخوان مخاطب پیش می رود. حریم اندیشه ها شکسته می شود تا برده داری فکری و چنگ انداختن در اندیشه های غیر مسلط بیش از هر زمان دیگر رایج و شایع گردد.

گفته آیزنهاور رئیس جمهور پیشین آمریکا در این باره بسیار روشنگرانه است: «بزرگترین جنگی که در پیش داریم، جنگی ست برای تسخیر افکار انسان ها.» (1)

با توجه به آنچه آمد استفاده از وسایل ارتباطی نوین - اعم از شبکه جهانی رایانه ای، ماهواره ای، بازی های کامپیوتری، فیلم های کوتاه، مستند و سینمایی و .... - در راس دستور کار قدرتمندان زورگوی عالم قرار گرفته است.

در همین راستا اهمیت تبلیغات بیش از هر زمان دیگر معنا می یابد. استفاده از ظریف ترین و ماهرانه ترین شیوه ها برای رسیدن به اهداف و تسخیر اندیشه ها شاید بزرگترین دغدغه سربازان تبلیغاتی دشمن می باشد. (2)

رد پای این دغدغه را از سال 1869 م در سخنان «راشورون » که در شهر پراگ مطرح نموده است، می توان مشاهده نمود. وی در گفتاری شیطنت آمیز به دو اهرم قدرت و اطلاعات اشاره می کند و می گوید: «اگر طلا، نخستین ابزار ما در سیطره و حکومت بر جهان است بی تردید مطبوعات و روزنامه نگاری دومین ابزار کار ما خواهد بود.» (3)

در ادامه همین جریان شاخه ای مهم از دشمنان اسلام در اولین کنگره صهیونیسم به ریاست تئودور هرتزل در سال 1897 در شهر بال سوئیس دور یکدیگر جمع شده، طرح امپراطوری مطبوعات و سیطره بر جهان اطلاعات را پایه گذاری می کنند و در پروتکل دوازدهم خود چنین می آورند: «ما جریان مطبوعات و روزنامه نگاری را به این صورت در خدمت خویش در می آوریم: ما نباید بگذاریم دشمنانمان به روزنامه ها و رسانه های خبری که بیانگر آرا و نظرات آنان باشد دست یابند. هیچ خبری نباید بدون کنترل و نظارت ما برای مردم بیان شود.» (4)

آنچه ذکر شد دلیلی بر اهمیت داشتن تبلیغات و استفاده بهینه از فن آوری اطلاعات و ارتباطات نزد دشمنان اسلام به شمار می رود. حال رسالت دردمندان دیندار و بیدار در برابر این تهاجم سازمان یافته چیست؟

بی گمان یکی از برگ های برنده مسلمانان، نگرش روشن بینانه و پیشرفته اسلام به انسان و زندگی است. اما آیا تنها همین اهرم برای معرفی ویژگی های منحصر به فرد اسلام و دفاع از مرزهای اعتقادی مسلمین کافی است؟

روشن است که مقابله با امواج نامرئی و شیوه های جنگ روانی جز با استفاده از شیوه های مشابه امکان پذیر نیست، چنانکه رهبر انقلاب می فرماید: «نبرد فرهنگی را با مقابله به مثل می شود پاسخ داد. کار فرهنگی و هجوم فرهنگی را با تفنگ نمی شود جواب داد. تفنگ او، قلم است.» (5)

جدی گرفتن تبلیغ و شناخت رسالت دینداری و راه های ادای دین در این عرصه پرمخاطره از مهم ترین تکالیف امروز هر دیندار است. تبلیغ آنچنان در نظر امام راحل اهمیت دارد که می فرمایند: «تبلیغات از اصول بسیار مهم اسلام عزیز است.» (6) و در جایی دیگر با نظر به جایگاه واقعی تبلیغ می گویند: «همانطور که تحصیل، یک تکلیفی است، تبلیغ بالاتر است از او، تحصیل مقدمه تبلیغ است.» (7)

دید همه جانبه نگر پیر انقلاب اسلامی تا آن جا فرا می رود که در برابر نظریه دهکده جهانی، تعبیری زیباتر به کار برده، از دنیای امروز به عنوان خانه نام می برند: «برادران و خواهران من! ما امروز در یک عصری واقع هستیم که تمام دنیا، تمام کشورها، از اقصی نقاط عالم تا این جا به منزله یک خانه شده اند ... وضع عصر ما طوری شده است که قضایایی که در یک کشور واقع می شود در همه کشورهای دنیا، در اقصی نقاط کشورهای دنیا منعکس می شود.» (8)

با توجه به اهمیت تبلیغ در دنیای کنونی و لزوم دفاع از اندیشه های ناب اسلامی گام نخست در این باره شناخت روش های مسموم دشمنان اسلام است. تیرهایی سمی که به وسیله آن نه تنها اسلام بلکه بشریت را در آستانه سقوط به دره دورافتادگی از اصل و جایگاه مقدس خویش قرار داده است.

اما در میان همه دشمنان قسم خورده، شاید صهیونیسم و روش های ویرانگر آن را بتوان دغدغه آفرین تر دانست; زیرا اکنون تنها سنگ بزرگ و مانع اساسی تحقق آرمان صهیونیستی، اسلام و ارزش های این دین پاک می باشد. از این رو در این مقاله تلاش خواهیم نمود تا گوشه ای از روش های مسموم آنان را مطرح نماییم تا دینداران و مبلغان دردآشنا بتوانند با شناختی کاملتر از گذشته به بازخوانی تکلیف خویش همت گمارند تا رسالت های نوین را بازیابند. بدیهی است شناخت همه جانبه روش ها در یک نظام فرهنگی، سیاسی و اقتصادی قابل ارزیابی است که غفلت از یک جنبه موجب تکمیل نشدن معرفت روش ها خواهد شد.

سیطره فرهنگی

1. سیطره بر خبرگزاری ها و مطبوعات

خبرگزاری ها به عنوان تامین کنندگان خبر و توزیع کنندگان آن در جهان اطلاعات، نقش اول را دارا می باشند. براین اساس چنانچه تولید اطلاعات دچار تمرکز و انحصار شود می تواند در سمت و سو دادن اندیشه ها خطرآفرین گردد. این واقعه از دیروز تا امروز جهان اطلاعات رخ داده است; یهود و صهیونیسم جهانی توانسته اند با برنامه ریزی های زیرکانه و تسلط بر خبرگزاری های مهم، نبض اطلاع رسانی دنیا را به دست گیرند. جالب آنجاست که روزانه بارها نام این خبرگزاری ها را می شنویم بدون آن که به سابقه و وابستگی آن ها توجهی داشته باشیم. از جمله این خبرگزاری ها می توان به رویتر اشاره نمود که در سال 1816 م به دست شخصی یهودی بنام ژولیوس رویتر تاسیس گشت. این خبرگزاری با سابقه ای در حدود دو قرن توانسته است در تولید و جهت دهی اطلاعات نقش به سزایی داشته باشد. خبرگزاری رویتر که در آغاز برای جمع آوری اطلاعات اقتصادی تاسیس شده بود، به تدریج فعالیت های خود را توسعه بخشید و در عرصه اخبار سیاسی و اجتماعی وارد شد.

رویتر توانست در سال 1858 م تنها یک ساعت پس از ایراد سخنرانی ناپلئون سوم، آن را در دسترس مطبوعات انگلستان قرار دهد. به همین خاطر گوی سبقت را از دیگر رقبای خود ربود و یکه تاز میدان خبرسازی گردید.

این بنگاه خبری همینک نیز به عنوان یکی از خبرگزاری های مطرح در جهان، منبع کسب خبر به شمار می رود. (9)

آسوشیتدپرس نیز از دیگر خبرگزاری های مهم جهان است که در سال 1848 م از به هم پیوستن 5 روزنامه در ایالات متحده امریکا به وجود آمد; در سال 1900 م آن چنان توسعه یافت که توانست به عنوان شرکتی عظیم بیشتر روزنامه ها و مجلات امریکایی را تحت پوشش خود قرار دهد، نشریاتی که بیشتر آن ها تحت نفوذ صهیونیسم بودند.

خبرگزاری دیگری را که می توان در جرگه تولیدگران صهیونیستی خبر قرار داد «یونایتدپرس » است که در سال 1907 م تاسیس شد و در سال 1958 م با اینترنشنال نیوز سرویس ائتلاف نمود. جالب آن که همسر ویلیام هرست - سرپرست اینترنشنال نیوز - یهودی بود و به همین دلیل یهودیان وی را در تبلیغات انتخاباتی اش برای رسیدن به فرمانداری نیویورک یاری رساندند. در فرانسه نیز یکی از خانواده های یهودی به نام «هاواس » در سال 1835 م آژانس هاواس را بنیان نهاد که بعدها به خبرگزاری دولت فرانسه یا فرانس پرس تبدیل شد.

با توجه به آنچه گفته شد می توان دریافت که چگونه جنایت های صهیونیسم و یاوران ابر قدرت آن کمترین بازتاب را در رسانه های بین المللی دارد. جنایت های خونبار صبرا، شتیلا و قانا جایی برای طرح پیدا نمی کنند و کشتار صدها نفر زن و کودک و پیر و جوان غیر مسلح به فراموشی سپرده می شود; اما عملیات شهادت طلبانه مبارزی فلسطینی یا لبنانی به عنوان عملی تروریستی و خارج از عرف بزرگ نمایی می شود. ستم صرب ها بر شهروندان مسلمان بوسنی و کوزوو چندان اهمیتی نمی یابد مگر زمانی که امریکا بخواهد در بالکان پایگاه پیدا کند. عکس کودکان ناقص الخلقه ویتنامی که در اثر بمب های شیمیایی امریکایی به این وضع تاسف بار افتاده اند در هیچ کجای جهان اطلاعات جایی ندارد، اما به بهانه حمایت از حیوانات صدها سایت اطلاعاتی ایجاد می شود.

راز و رمز این گونه عملیات خبرسازی را تنها می توان در تو در توی سیاست های خبیثانه خبرگزاری های عمدتا صهیونیست و طرفدار ثروت جست و جو کرد.

چنگال های سلطه این گونه خبرگزاری ها - به ویژه رسانه های صهیونیستی - چنان برفرایند اطلاع رسانی چنگ انداخته است که رهایی از آن بسیار سخت می نماید. این حقیقت تلخ را می توان در سخنان رهبری معظم انقلاب آشکارا مشاهده نمود: «رسانه های عمومی که در اختیار صهیونیست ها و در اختیار خود دستگاه های استکباری است، نمی گذارند که حقایق آن چنان که می باشد به گوش مردم آمریکا برسد.» (10)

و در جایی دیگر با اشاره به مالکیت رسانه های گروهی چنین می گویند: «به طور کلی غرب در مالکیت رسانه های متعلق به سرمایه دارها و کمپانی ها است. عمدتا حتی رسانه هایی هم که ظاهرا در اختیار دولت هستند، در معنا به وسیله سرمایه دارهای بزرگ است که هدایت می شوند و خط داده می شوند و امروز عمدتا در اختیار صهیونیست ها است.» (11) بر همین اساس است که رسالت اصلی دین مداران نمود پیدا می کند که «امروز روزگاری است که نیاز به تبلیغ از همیشه بیشتر است.»

زیرا اطلاعات زرسالار تنها در پی منافع خود و هموار ساختن موانع سودجویی و قدرت طلبی خویش است. این گونه فعالیت های خبری - اطلاعاتی، بین حقیقت و منافع خویش رابطه تساوی برقرار می نمایند و حقایق را از فیلترهای مکنده واقعیت می گذرانند تا کالای دلخواه خود را به دست آورند.

دغدغه جنایت های خبرسازی و خبررسانی به خبرگزاری ها محدود نمی شود، بلکه دامنه آن تا روزنامه ها و مجلات گسترش می یابد. روزنامه پرسابقه تایمز (انگلیس)، نیویورک تایمز، واشنگتن پست، تایم و نیوزویک در امریکا و ده ها مجله و روزنامه دیگر همگی به عنوان کارگزاران فرهنگی، آتش دشمنی را شعله ور نگه داشته، آتش پر حجم تبلیغات خود را بر سر مخاطبان می ریزند. به عنوان نمونه می توان به مطلبی در روزنامه شیکاگو سان تایمز اشاره نمود: «کمونیسم برتر از اسلام است. زیرا در اصل تفکری غربی است که می توان با آن به تفاهم رسید اما با اسلام نمی توان به تفاهم و نقطه نظری واحد دست یافت، مگر با آهن و آتش.» (12)

دستان نامرئی جعل واقعیت حتی در مجلات تخصصی نیز دست برده، حکایت ها را آن گونه که مصلحت می بینند تغییر می دهند.

مجله ژئوگرافیک که در زمینه جغرافیا از شهرت خاصی برخوردار است نمونه ای از همین مدعا است. در این مجله نقشه ای از جهان به همراه جدول توضیحی آن به چشم می خورد که به جای کلمه فلسطین از تعبیر سرزمین اسرائیل استفاده شده است. (13)

جالب آن جاست که این اقدام غیر علمی و جانبدارانه پیش از تشکیل دولت غاصب صهیونیستی (1948) انجام گرفته است تا شاید بسترسازی فرهنگی - علمی برای پیدایش غده اسرائیل در تن بیمار خاورمیانه فراهم شود.

با توجه به آنچه گفته شد می توان به این نتیجه رسید که یکی از روش های بسیار زیرکانه صهیونیسم خبری، در دست داشتن نبض اطلاعاتی - خبری جهان است. بنگاه های خبر پراکنی با ایجاد جاذبه های کاذب در بازار اطلاعات، روح حقیقت جوی بشر را به خواب غفلت فرو برده، با تزریق اطلاعات و اخبار دلخواه، آنان را در یک هیپنوتیزم خبری قرار می دهند. بزرگ نمایی خبرهای ورزشی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از همین مقوله به شمار می روند.

منطقی ترین راهکار برای مقابله با این هجوم، ایجاد خبرگزاری جهان سوم یا خبرگزاری اسلامی است. با این راهبرد، عرصه های خبری برای دشمن تنگ شده و میدان های خبری رقیب رها نمی شود.

گفتار مقام معظم رهبری را می توان تاییدی بر این مدعا دانست: «یک خبرگزاری کارآمد از لحاظ کیفیت خبری خواهد توانست دشمن را در میدان های خبری و غیر خبری شکست دهد.» (14)

2 - سلطه بر وسایل ارتباطی نوین

فتح قله های فرهنگی در جهان امروز کاری صعب و دشوار است. گستره وسایل ارتباطی از خبرگزاری ها و مطبوعات گرفته تا سینما، تئاتر، تلویزیون، اینترنت و شبکه های ماهواره ای، همگی در پیوند با یکدیگر می تواند زمینه های سیطره بر نگرش انسان ها را فراهم سازد. از این رو صهیونیسم نفوذ خویش را نه تنها در خبرگزاری ها و ابزارهای نوشتاری گسترش داده است بلکه با درک شرایط و تطابق خود با زمان و همپایی با فن آوری روز و شناخت تاثیر هر کدام از این ابزارها به رسانه های دیداری مانند سینما، تلویزیون و ... هجوم آورده تا با تسلط بر آن ها، حلقه های مفقود سلطه فرهنگی را کامل نماید.

1 - 2 - صهیونیسم و صنعت جهانی سینما

شرکت های غول پیکر در عرصه سینما مانند فاکس، گلدن، مترو و پارامونت از جمله نهادهای قدرت یهود در این عرصه هنری و فرهنگی هستند که همگی دارای صاحبانی یهودی می باشند.

در دنیای سینمای کمدی و موزیکال نیز به نام های آشنایی همچون مل بروکس، وودی الن، باب هوپ، جری لوئیس (15) و ... برمی خوریم که اینان نیز بازیگرانی یهودی الاصل می باشند.

این بازیگران مشهور با حمایت های پنهان به سینما راه یافته، طرفدارانی پیدا نموده و در پشت اسامی و ملیت آمریکایی خویش، باطن پلید و مغرض خود را پنهان نگه می دارند. البته مقصود از مطلب گذشته متهم سازی هنرمندان براساس دین آنان نیست، بلکه دل سپردگی ایشان به آرمان های صهیونیستی از سویی و از دیگر سو استفاده های تبلیغاتی از این گونه هنرمندان برای ترویج آرمان نخبه سالاری یهود مشکل اساسی به شمار می رود، که جای بسی تامل و درنگ دارد. بر این اساس است که این گفتار اغراق آمیز به نظر نمی رسد اگر بگوئیم: کمتر فیلم امریکایی در زمینه های ماجراجویی، عاطفی، تاریخی یا جنگی یافت می شود که دارای عوامل هنری یافتی یهودی نباشد.

قصه نفوذ سینمایی صهیونیسم تنها به آمریکا ختم نمی شود بلکه در کشورهای اروپایی نیز گسترش یافته است. به عنوان مثال براساس یک آمار قدیمی لرد «لفونت » یهودی تنها در انگلیس مالک 280 سالن سینمایی است. وی که از یهودیان متعصب به شمار می رفت خود را مقید می دانست تا هر فیلم را قبل از اکران مشاهده نماید. تعصب کور این لرد یهودی آنچنان بود که حتی از اکران فیلم هایی که در جهت منافع صهیونیسم ساخته شده بود اما نتوانسته بود در اندازه دلخواه لرد لفونت مفید باشد جلوگیری می کرد. فیلم هیتلر ساخته الک گینس از این نمونه است.

این فیلم از آنجا مورد غضب و خشم لفونت قرار گرفت که به نظر او نتوانسته بود حمله شدیدی علیه شخصیت هیتلر سامان دهد.

در دهه های گذشته نوک تیز حمله یهود به سوی اسلام نشانه رفته است و در تقابل با این دین، دست به ساخت ده ها فیلم سینمایی زده است که هر کدام به جنبه های مختلف زندگی مسلمانان پرداخته از جمله اعراب را به شدت مورد حمله قرار می دهد. فیلم «هدیه » ساخته یهودی انگلیسی رابرت گلداسمیت در همین رابطه قابل ارزیابی است.

در این فیلم از مسلمانان عرب موجوداتی هوسباره و بی هویت ترسیم می کند. داستان فیلم ماجرای تعدادی از حکام و امیران عرب را به تصویر می کشد که با ده ها تن از همسران و زنان با حجاب حرمسرای خویش عازم پاریس می شوند تا ثروت های میلیونی خویش را صرف صید خواهش نمایند. قهرمان زن یهودی از جمله این فاحشه ها است.

آن ها زنان حرمسرای خود را در هتل های لوکس محبوس می نمایند و اجازه خروج از اتاق ها را به آنان نمی دهند. در این هنگام پیرمردی خدمتکار به اشتباه درب اتاق زنان را می کوبد; آن ها او را به داخل آورده و در را می بندند و لختی نمی گذرد که بر او حمله کرده و او را به انجام اعمال خلاف مجبور می سازند. (16)

دندان های تیز صهیونیستی، حتی برخی متفکران غربی را نیز به هراس واداشته است; زیرا آنان نیز می دانند که یهود تنها به خود می اندیشد. از جمله این افراد «آدریان ارکاند» است. وی در زمینه خطر نفوذ یهودیان در سینما و رسانه های گروهی می گوید: «یهود به وسیله خبرگزاری جهانی شما را شست و شوی مغزی داده، وادار می کند که جهان و واقعیات آن را آن گونه که آنان می خواهند ببینید، نه آنچه در حقیقت وجود دارد ... یهود به وسیله فیلم های سینمایی جوانان و فرزندان ما را تغذیه می کند و [ذهن ]آن ها را از آن چه خود می خواهد سرشار می سازد و صهیونیسم در خلال تنها دو ساعت که مدت نمایش یک فیلم سینمایی است، آداب و فرهنگی را که معلم، مربی و خانواده طی ماه ها تعلیم و تربیت در اذهان جوانان ما به عنوان نسلی برومند ایجاد کرده اند، می زداید. » (17)

2 - 2 - شبکه های تلویزیونی

امریکا به عنوان کشوری قدرتمند و دارای فن آوری پیشرفته ارتباطی دارای بین 700 تا 1100 شبکه پخش تلویزیونی است. در میان این شبکه ها سه شبکه بسیار مهم آن یعنی A.B.C ، C.B.S و N.B.C از ابتدا تحت نفوذ کامل یهودیان قرار داشته اند. در شبکه C.N.N نیز مشاغل کلیدی و بخش آگهی ها به طور عمده در اختیار یهودیان می باشد. (18)

در این شبکه ها همواره برنامه ها و مجموعه هایی تولید و پخش می شود که همگی چهره ای مثبت از یهودیان به نمایش می گذارند. عرصه های فعالیت این کارگاه های فرهنگی در زمینه های مذهبی، امنیتی (مانند ستایش از عملکرد موساد)، عاطفی و اجتماعی گسترده است. این برنامه ها در جهت از بین بردن تعارض یهودیت و مسیحیت و مبرا دانستن یهود از کشتن مسیح علیه السلام; ستایش از عملکرد سازمان های امنیتی اسرائیل، نمایش شجاعت و از خودگذشتگی سربازان صهیون، عشق و علاقه یهودیان امریکا به کشورشان و الگوسازی مثبت از شخصیت های یهودی مانند گلدامایر، برنامه ریزی می شود. نمونه هایی از این برنامه ها را می توان در انعکاس اخبار هجوم اسرائیل به لبنان و کشتار بی پناهان فلسطینی در اردوگاه های صبرا، شتیلا و عین الحلوة مشاهده نمود. این شبکه ها در ابتدا تلاش نمودند مسیحیان مارونی لبنان را مسبب این کشتارها قلمداد نمایند، ولی پس از آن که نقش ولت بگین و آریل شارون آشکار شد، لبه تیز حملات خود را به این دو نشانه رفتند و یهودیت را از این جنایت پیراسته دانستند.

در زمینه الگوسازی مثبت نیز می توان به فیلم تلویزیونی «زنی به نام گلدا» اشاره نمود که قصه زندگی گلدامایر; نخست وزیر سابق اسرائیل را به تصویر درمی آورد. هزینه این فیلم که بالغ بر چهارده میلیون دلار می شد، از سوی شرکت سینمایی صهیونیستی پارامونت پرداخت شد. این فیلم از دو بخش تشکیل شده است که مدت هر کدام دو ساعت می باشد. 75 هنرپیشه یهودی که تابع اسرائیل می باشند در آن به ایفای نقش می پردازند.

فیلم گلدا در نگاهی غلوآمیز به تمجید از یهود پرداخته، آنان را قهرمان، انسان، دانا و قدرتمند وصف می نماید. در صحنه ای از فیلم یکی از اعضای کنگره امریکا که از مخالفین صهیونیسم به شمار می رود با گلدامایر در خانه شخصی اش ملاقات می کند. وی هنگامی وارد منزل او می شود که گلدا در حال انجام کارهای خانه است. گلدا از نماینده کنگره عذرخواهی می کند و پس از پایان کارهایش، خود به تهیه قهوه می پردازد.

عضو کنگره که از این رفتارهای صمیمانه گلدا شگفت زده شده است دچار تحول درونی شده، نظرات مخالفش تبدیل به احترام می شود.

در این فیلم گلدا قهرمانی صبور و پیروز نشان داده می شود، زنی که در برابر فریادهای خشمگین مخالفانش تنها به یک لبخند بسنده می کند. صحنه های گوناگون این فیلم چهار ساعته از این گونه اغراق ها لبریز است. نخست وزیری که به راحتی لیست کشتارهای جمعی و پنهانی را با خونسردی امضاء می کند تا کودکان بی پناه فلسطینی از سایه پدر، برادر، مادر و ... محروم شوند، به فرشته ای خدایی می ماند که از بال هایش مهر و عطوفت می ریزد. او به استقبال کودکان آمریکا می رود در حالی که استخوان های کوچک فرزندان خردسال فلسطین در زیر پاهای خشنش خرد می شوند. گلدا در این فیلم مادر بزرگی مهربان و دوست داشتنی است که در جواب یکی از کودکان که می پرسد: چه وقت صلح و آرامش بین شما و همسایگان عرب برقرار می شود؟ می گوید: هرگاه محبت اعراب نسبت به فرزندانشان بر بغض آنان نسبت به یهود فزونی یابد. (19)

دستان خیانت آلود دشمنان حتی از سریال های آموزشی نیز در جهت تخریب هویت مسلمانان دریغ نمی ورزند. مجموعه آموزشی - تلویزیونی «آموزش زبان انگلیسی » از همین عنوان نمونه است، که تلویزیون انگلستان اقدام به پخش آن نمود. جریان فیلم به این صورت است که دانشجویان مختلفی از کشورهای گوناگون در یک کلاس جمع می شوند تا زبان انگلیسی را بیاموزند. در میان این گروه دو دانشجوی پاکستانی و هندو مشاهده می شوند.

کارگردان یهودی این سریال، فیلمنامه را به گونه ای ترتیب داده است که دانشجوی هندو همواره در صدد اهانت به دانشجوی مسلمان است و در این راه از هیچ اقدامی فرو گذار نمی کند. در یکی از قسمت های این جدال هندوئیسم و اسلام، استاد انگلیسی از دانشجوی هندو می خواهد کلمه ای مترادف با گبی [ساده لوح] Goby بیان کند. وی نیز بدون درنگ پاسخ می دهد «مسلمان.» جالب آن جاست که این سریال از تلویزیون بسیاری از کشورهای عربی به نمایش درآمده است. (20)

ایجاد فتنه و تفرقه در بین مسلمانان و دیگر اقوام که در گذشته های دور در کنار یکدیگر زندگی مسالمت آمیزی داشته اند، یکی از استراتژی های فتنه جویان و سربازان خیانت کار در عرصه های فرهنگی بوده و هست که با تاسف باید گفت همواره مورد بی توجهی قرار گرفته است.

3 - 2 - تئاتر

تئاتر به عنوان یکی از عناصر فرهنگی از گذشته تا امروز در عرصه فرهنگی کشورهای اروپایی و امریکایی تاثیرگذار بوده است.

نمایشنامه مشهور شکسپیر با نام «تاجر ونیزی » که تصویری نفرت انگیز از یهودیان ترسیم می کرد، چنان بذر تنفر در دل مردمان انگلیسی پاشید که صهیونیسم را به فکر تسلط بر سالن های نمایش انداخت. آنان چنان این نقشه را در بریتانیا - که به گونه ای مهد تئاتر اروپا به شمار می رفت - به اجرا درآوردند که پس از زمانی کوتاه در سراسر خاک انگلیس هیچ تماشاخانه ای حاضر به پذیرفتن نمایشنامه تاجر ونیزی و اجرای آن نبود. یهود با توجه به حساسیت هایی که از گذشته دور بر روابط دو کیش یهود و نصارا حاکم بوده است، در تلاشی هماهنگ سعی نمود هویت خود را که نمادی از خست، بخل، فریبکاری، زراندوزی و ... بود، بازسازی نماید و اسلام و مسلمین را دارنده صفات پست معرفی نموده، دشمن شماره یک به شمار آورد.

(21) (West End) بر روی صحنه رفت، از همین نمونه است. «موضوع نمایشنامه درباره تاجری عرب و ثروتمند به نام محمد عربی است. وی ثروت فراوان خود را در راه خرید بهترین شراب ها و گرانبهاترین هدایا برای به دست آوردن زنی انگلیسی خرج می کند ... او در راه هوسباره اش تمام اموال خود را از دست می دهد و بدون آن که از آن دختر بهره ای برده باشد، بر سر چهارراه ها و خیابان ها سرگردان می شود.» (22)

نکته جالب، نام هنرپیشه مرد داستان است. حال آیا این مساله اتفاقی است یا خیر؟ قضاوت را به خوانندگان می سپاریم.

ادامه دارد....

پی نوشت ها:

1) تبلیغات دینی ابزارها و شیوه ها، ص 20.

2) نمایش فیلم شادمانی فلسطینیان از حمله عراق به اسرائیل، در سال 1369 پس از حمله هواپیماها به برج های ساختمان تجارت جهانی از طریق رسانه های صهیونیستی - امریکایی یکی از این شیوه ها به شمار می رود که بذر دشمنی را تا عمق جان مخاطب آمریکایی می پراکند.

3) الرفاعی، فؤاد، نفوذ صهیونیسم بر رسانه های خبری، ص 8.

4) همان، صص 8 - 9.

5) حوزه و روحانیت، آیت الله خامنه ای، ج 2، ص 102.

6) رسالت، 15/1/1368.

7) صحیفه نور، ج 15، ص 249.

8) همان، ج 13، ص 23.

9) نفوذ صهیونیسم بر رسانه های خبری، ص 15 - 16.

10) آیت الله خامنه ای، روزنامه جمهوری اسلامی، 27/11/1360.

11) همان، 25/10/1363.

12) نفوذ صهیونیسم بر رسانه های خبری، ص 28.

13) همان، ص 30.

14) آیت الله خامنه ای، روزنامه کیهان، 28/9/1364.

15) جهت اطلاع بیشتر ر. ک: نفوذ صهیونیسم بر رسانه های خبری، صص 46 - 47.

16) همان، ص 49.

17) همان، ص 50، به نقل از الیهودیة العالمیه، عبدالله حلاق، ص 73.

18) دکتر حمیدرضا ملک محمدی، کارکرد الیگارشی، پگاه حوزه، ش 4; نک نفوذ صهیونیسم بر رسانه های خبری، ص 51.

19) نفوذ صهیونیسم بر رسانه های خبری، ص 58 به بعد.

20) همان، صص 60 - 61.

21) قسمتی از شهر لندن که سینماهاو سالن های تئاتر در آن قرار دارد.

22) نفوذ صهیونیسم، ص 64، با اندکی تصرف.

پدید آورنده : علی اقلیدی نژاد

 



نام(اختیاری):
ایمیل(اختیاری):
عدد مقابل را در کادر وارد کنید:
متن:

کانال تلگرام مفیدنیوز
کلیه حقوق محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.