آرشیو نسخه های rss پیوندها تماس با ما درباره ما
مفیدنیوز
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا                                                                           
صفحه اصلی | سیاسی | اجتماعی | فضای مجازی | اقتصادی | فرهنگ و هنر | معارف اسلامی | حماسه و مقاوت | ورزشی | بین الملل | علم و فناوری | تاریخ شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ rss
نسخه چاپی ارسال
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نوری همدانی
پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی
سایت اینترنتی حجه الاسلام والمسلمین جاودان
استاد قاسمیان
خبرپو - جستجوگر خبر
پاتوق كتاب
شناخت رهبری
عصر شیعه
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
صدای شیعه
عمارنامه
شبکه خبری قم
صهيونيسم در ادبيات جهان- قسمت دوم

صهيونيسم در ادبيات جهان- قسمت دوم


فارس


 

استعمار غربي در هماهنگي با سياست مداران صهيونيستي با ايجاد جنگ جهاني اول ،‌ انقلاب در امپراتوري عثماني ‌، پيروز كردن انقلاب شوروي ‌، تجزيه مناطق زير نفوذ امپراتوري عثماني و حاكميت پيدا كردن فرانسه و انگلستان در خاورميانه به آن خواسته‌هاي خود رسيدند.

" صهيونيسم در روسيه " " ........ پايتخت خزران نخست در بلنجر ـ شهري در ماورأ قفقاز ـ بود و بعدها به نقطه امن‌تري در كناره ولگا ( اتيل ) انتقال يافت. اين قوم ناراحت و جنگجو ، و بالنتيجه مزاحم ، همواره در معرض وسوسه انگيزي‌هاي امپراتور بيزانس ( روم ) قرار داشتند و هر چندگاه يك بار به شهرهاي اران و ارمنستان و آذربايجان هجوم مي‌بردند. گويا يك بار دامنه‌ي تاخت و تاز آنها در قلب كشور ما تا دنيور و همدان نيز كشانده شده بود. پادشاهان ساساني براي جلوگيري از يورشهاي غافلگيرانه‌ي آنها يك رشته استحكامات در معابر كوههاي قفقاز برپا كردند كه معروف‌ترين آنها شهر دربند ( باب‌الابواب ) بود. در سال بيست و دوم هجرت كه سپاهيان اسلام بدانجا رسيدند فرمانده پادگاه اين شهر به گفته‌ي طبري " شهر براز " ( و به روايت بلعمي " شهر راز " ) نام داشت. او با مسلمانان از در سازش درآمد و در مذاكراتي كه با سرداران سپاه اسلام انجام داد كوشيد تا آنان را از خطر خزران و حساسيت منطقه و اهميت نظامي آن در مواضع دربند بياگاهند. در نتيجه اين مذاكرات ، كه ظاهراً گزارش تفصيلي آن براي كسب تكليف به مدينه فرستاده شد. شهر براز ( شهران راز ) به امتيازاتي دست يافت و قرار چنان شد كه مردم آن نواحي ، در برابر تعهد به همكاري نظامي با نيروهاي اسلام ، از پرداخت جزيه معاف گردند و همين قرار ، به روايت مورخان ، در نواحي مرزي ماوراء النهر نيز ـ كه در معرض خطر حملات مشابهي از سوي اقوام ترك آن نواحي قرارداشت ـ به عنوان الگو پذيرفته شد و مورد عمل قرارگرفت. خزران در برابر پيشروي لشگريان اسلام ايستادگي نمودند و آنگاه كه بسياري از همنژادان ترك‌شان به اسلام و مسيحيت گرويدند ، استقلال خود را در رويارويي با خلافت بغداد از يك سو و با امپراتوري قسطنطنيه از سوي ديگر حفظ كنند. ديري برنيامد كه سر و كله مهاجمين " وايكينگ " روس در عرصه شطرنج سياست و زورآزمايي نمودارگشت. روس‌ها از حكومت خزران ، كه اينك از صلابت و نشاط نخستين افتاده و به سستي گراييده بود ، درخواست كردند كه اجازه بدهد تا كشتي‌هاي آنان با استفاده از رودخانه ولگا به درياي خزر درآيند. قراردادي براساس ـ پنجاه پنجاه در ميان روس‌ها و خزرها منعقد گرديد و توافق شد كه نيمي از آنچه روس‌ها بدست آوردند نصيب خزران گردد. كشتي‌هاي روس از مصب ولگا به دريا درآمدند و در سواحل اران و آذربايجان و مازندران و گرگان پياده شدند. به گفته كستكر روس‌ها ميان تجارت و غارت را نمي‌شناختند شرايط معامله را يك‌طرفه بر ديگران تحميل مي‌كردند و هر جا با امتناع و مقاومتي برمي‌خوردند دست به شمشير مي‌بردند. داستان قتل و غارت‌هاي مهاجمين روس را مورخان آورده‌اند و كستلر نيز در كتاب خود به برخي از آنها اشاره كرده است. دولت خزر با اين نيروي تازه نفس به صورت كجدار و مريز رفتار مي‌كرد تا آنگاه كه روس‌ها با امپراتوري بيزانس كنارآمدند و به مسيحيت گرويدند و با پشتيباني قسطنطنيه بر متصرفات خزران تاختند و هر چه بيشتر عرصه را بر آنان تنگ كردند. دولت خزر در سراشيبي تلاشي قرار گرفته بود و در زير ضربات اقوام مهاجم به سرعت فرومي‌ريخت و يهوديان بي‌ سر و سامان كه خانه و زندگي خود را از دست مي‌دادند گروه‌گروه به سوي اوكراين و مجارستان و لهستان رانده مي‌شدند ..... " كتاب‌هاي مختلف تاريخي از تاريخ‌نويسان اسلامي و اروپايي وجود دارند كه به تفصيل درباره ظهور و سقوط پادشاهي يهودي خزري در شمال درياي خزر و مابين ولگا و قفقاز و اوكراين از قرن ششم ميلادي تا قرن هشتم ادامه داشته و بعد از استحكام مليت‌گرايي روسي و پذيرش مسيحيت از سوي آنان رو به انقراض نهاده بعد از آن به صورت جمعيت‌هاي پراكنده در روسيه و اروپاي شرقي ادامه حيات دادند. در تاريخ اين قوم را " اشكنازي " مي‌نامند كه 90% جمعيت سيزده ميليون و شش‌صدهزار نفري كنوني يهوديان جهان را شامل مي‌شوند. يهودياني كه جمعيتي بالغ بر شش‌صدهزار نفر در آرژانتين و شش‌ ميليون نفر در ايالات متحده آمريكا و در كشورهاي اروپاي شرقي به تناوب داراي جمعيت‌هاي فشرده هستند. گروه دوم يهوديان جهان كه آنان را " سفارودي " مي‌نامند و از اقوام دوازده‌گانه بني‌اسرائيل و از نژاد سامي هستند و اغلب يهوديان جنوب و غرب اروپا و كشورهاي خاورميانه را شامل مي‌شوند تنها 10% جمعيت را به خود اختصاص مي‌دهند. صهيونيسم انديشه سياسي جمعيت اشكنازي است كه ثروت‌هاي يهوديان در امور مختلف جهاني و همچنين قدرت سياسي و اقتدار مذهبي را در ميان جمعيت يهوديان آمريكا ( اپيك ) كه بيشترين سمت و سودهي سياسي نظامي و قومي را در دست دارد ، مي‌باشد. در درون اسرائيل نيز همين جمعيت احزاب حاكم " ليكود " و كمونيست و ....... را در دست دارند و مشاغل درجه دو و سه به سفارودي‌ها سپرده شده است. " جك برن استين " مي‌نويسد : " بعد از سال‌هاي 70 - 1967 كه تبليغات صهيونيستي باعث شد پنجاه هزارنفر از يهوديان آمريكا ـ با تابعيت دوگانه ـ آمريكا ـ اسرائيل به آنجا عزيمت كردند ، وارد اسرائيل شدم و در خانه خواهر دوستم ( فوزيه دابول ) اقامت گزيدم. زيوا " نام عبري فوزيه " عشق مرا جلب كرد. او يك يهودي ( سفارودي ) از عراق است كه او هم با همان تبليغات به اسرائيل آمده بود. بعد از چهارماه اقامت در يك " كيبوتص " ( كمون‌ها ـ بر مبناي عقايد يهوديان اشكنازي كه از لهستان و روسيه به اسرائيل آمده‌اند طرح‌ريزي گرديده است ) به ديدن زيوا رفتم و ازدواج كرديم كه مشكلاتي آفريد چون او يهودي سفارودي بود و من يهودي اشكنازي. ابتدا برايتان بگويم كه بدانيد يهوديان مردمي از يك نژاد نيستند. يهوديان جهان به طور كلي به دو دسته تقسيم مي‌شوند. آنها از دو ناحيه مختلف جهان گرد آمده‌اند. سفارودي‌ها از خاورميانه و آفريقاي شمالي و يهوديان اشكنازي از اروپاي شرقي آمده‌اند. سفارودي‌ها كهن‌ترين گروه‌اند. آنها همان يهودياني هستند كه در كتاب مقدس تورات توصيف شده‌اند. زيرا سفارودي‌ها در ناحيه‌اي مي‌زيستند كه آن ناحيه در تورات توصيف گرديده است. آنها خويشاوندان خوني اعراب هستند كه تنها اختلاف‌شان مذهب است. يهوديان اشكنازي كه اكنون 90% يهوديان جهان را تشكيل مي‌دهند پيدايش نسبتاً شگفتي دارند. بنا به گفته مورخان : تعدادي از يهوديان در حدود 1200 سال پيش از اين پا به عرصه وجود گذاشتند. اين پيدايش اين‌گونه اتفاق افتاد. در كناره شرقي اروپا قبيله‌اي مي‌زيست كه به عنوان " خزري‌ها " شناخته مي‌شد. در حدود سال 740 ميلادي پادشاه خزر و هيأت مشاورانش تصميم گرفتند كه مذهبي براي افراد قبيله‌شان دست و پا كنند. لذا نمايندگان سه دين بزرگ اسلام ، مسيحيت و يهوديت براي ارائه اصول عقايدشان دعوت شدند. قبيله خزر يهوديت را برگزيد. اما اين انتخاب نه به خاطر اصول و ادله عقلاني يهوديت بود بلكه اگر خزري‌ها اسلام را برمي‌گزيدند مورد خشم جهان مسيحيت قرار مي‌گرفتند و اگر مسيحيت را انتخاب مي‌كردند مورد خشم جهان نيرومند اسلام بودند. بنابراين براي حفظ سلامت خويش يهوديت را برگزيدند. تاكيد مي‌كنم كه انتخاب يهوديت از سوي خزرها نه به خاطر اصول و ادله متقن دين يهود بلكه صرفاً به خاطر علل سياسي بوده است. ( خزرها Khazars از نژاد : اسلاوها ، زبان : روسي ، ساكن : نيمه شمالي جبال اورال. پايتخت اتيل واقع بر ساحل رودخانه ولگا ، مدت زمان : قرن‌هاي 8 و 9 و 10 ميلادي ـ نوع حكومت : پادشاهي. پادشاهان معروف : بولان‌شاه و پسرش ، عباديه‌شاه و پسرش. جوزيف‌شاه و پسرش ـ تضادها : درگيري با مسلمانان. سرانجام در سال 1066 ميلادي روس‌ها به سلطنت خزري‌‌ها پايان دادند و با گرفتن اسراي زيادي ، خزري‌ها در روسيه و سپس در اروپاي شرقي و غربي و آمريكا و اسپانيا و ...... مستقر شدند. بنابراين يهوديان روسيه و اروپا و آمريكا از خزري‌ها هستند كه هيچ ارتباطي با نژاد سامي ندارد . دين و مذهب : بنا به گفته مسعودي ( 236 هـ ) با اينكه در قلمرو خزري‌ها مسلمانان و مسيحيان و بت‌پرستان زندگي مي‌كردند ، در عين حال حاشيه‌نشينان پادشاه خزر را يهوديان تشكيل مي‌دادند. لذا پادشاه خزر در زمان‌ هارون‌الرشيد ، يهودي شد. بكدي اندلسي ( 487 هـ ) مي‌گويد : پادشاه خزر ابتدا مسيحي شد و با توطئه خاخام‌ها يهودي گرديد. پادشاه خزر از مسلمانان خواست تا ادله حقانيت خويش را بيان كنند. نماينده مسلمانان توسط يهوديان مسموم شد. يهودا ـ ليني مي‌گويد : پادشاه خزرها بت‌پرست بود. خوابي ديد و پس از آن از مسيحيان و مسلمانان و يهوديان نماينده‌اي براي مناظره خواست تا ادله حقانيت خويش را بيان كنند. سرانجام با مناظره عالم يهودي به يهوديت پيوست و به اتباعش دستور داد يهودي شوند. د. ن. دانلوپ نظريه فوق را تائيد مي‌كند. اكثر يهوديان امروز 90% از همين خزري‌ها هستند. منابع : " الدكتور يوسف هيكل : فلسطين ، قبل و بعد ، صفحه 80 و 86 دارالعلم للملائيني بيروت ، الطبقه الولي 1971 ـ مسعودي : مروج الذهب المجعدالاول ) The standard Jewish Encyclopedia , P 112 H D . N. Danlop The History op The Jewish khazars P . 89 , 90 , 102 اين خزري‌ها اكنون به عنوان يهوديان اشكنازي شناخته مي‌شوند ، چون اين‌ها فقط به علل سياسي يهوديت را برگزيده بودند پس درواقع يهودي نيستند و يا لااقل خون يهوديت در رگ‌هايشان جاري نيست. يهوديان اشكنازي لهستاني و روسي در سرتاسر تاريخ‌شان كمونيزم را تجربه كرده‌اند ، آنها عقايد كمونيستي‌شان را در اين كشورها اعمال و اجرا كردند. اندكي ديرتر از سال 1800 ميلادي اعضاي عمده اين يهوديان كمونيست در آلمان و جزاير بالكان و سرانجام در سراسر اروپا جاي يافتند. به خاطر دخالت‌شان در امور اجتماعي روسيه ،‌از سوي تزارها آماج حمله و اذيت قرار گرفتند. به اين دليل مهاجرت يهوديان كمونيست شرقي شروع شد. تعدادي از آنان به فلسطين رفتند ،‌ تعدادي به آمريكاي مركزي و شمالي و گروه بزرگي به ايالات متحده آمدند. Ash . Ke . Nazim Jewsh : يهوديان اشكنازي به نام يكي از پادشاهان باستان خزرها ( دومين پسر گمر ) شهرت يافتند " گفته‌هاي جك برن استين را " آرتور كستلر " ديگر نويسنده يهودي ، انگليسي ، مجارستاني ـ اشكنازي هم با نام " قوم سيزدهم ـ خزران " نيز به تفصيل شرح داده است. همچنين نويسنده و فيلسوف اشكنازي ـ آمريكايي " نوم چومسكي " هم در كتاب سه جلدي خود " مثلث سرنوشت " به تفصيل پرداخته است. پس از اضمحلال پادشاهي خزرها و اسكان داده‌شدن در" گتوها " در شرايط اقتدار حكومت مركزي روس‌ها ، زندگي آنان ادامه داشته و در شرايط ضعف حكومت مركزي ، گسترش امكانات آنان در اوكراين و نواحي شرقي اروپا تداوم پيدا كرده است. اما اين اضمحلال پادشاهي خزرها به وسيله روس‌ها در شرايط مختلف دست‌خوش تغييراتي كه اغلب هم با ترغيب خارجيان به جنگ عليه روس‌ها توسط يهوديان خزري بود ادامه داشته است. خزري‌ها كه خود از اقوام ترك آسياي دور بودند و با ايلخارها ، مغول‌ها ، تاتارها روابط نژادي داشتند و به تحريك آنان پرداخته ، بارها روسيه مورد تاخت و تاز آن اقوام نيمه‌وحشي قرار گرفته و تمدن آن از بين رفته بود كه مهم‌ترين آنها حمله چنگيزخان و نوادگانش و تيمور گرگاني و قومش بوده است. تروريسم سياسي كه بعدها در قرن بيستم به وسيله صهيونيست‌ها با شدت و قساوت بي‌نظير به كار رفته و مي‌رود از ابتداي قرن دهم ميلادي عليه امپراتوران و مقامات ارشد روسي اعمال شده است. در قرن دهم ميلادي كه خزران با پادشاهي " يافث بلون " مي‌خواستند مردم روسيه پهناور را به زور يهودي كرده و ضميمه كشور كوچك خزري خود سازند اولين پادشاه روسيه " الكساندر رودريك " به تأسيس نخستين حكومت روسيه اقدام كرد و شهر نو و گرود را پايتخت خود قرار داد و اين حكومت با رهبري " اوليك " قوام بيشتري يافت و با امپراتوري بيزانس پيمان بست كه به گرويدن مردم به مسيحيت سمت و سو داد. بعد از مرگ " اوليك " كه مانع از يهودي‌كردن روسيه به وسيله خزرها شده بود جانشين وي كه تحت فريب يهوديان قرار گرفته بود وادار به جنگ با امپراتوري بيزانس شد و باعث تضعيف روسيه گرديد. بعد از مرگ " اولگ " همسر او " اولگا " با درايت بيشتر توانست جنگ را اداره كرده با امپراتوري روم پيمان دوباره بست و توطئه يهوديان براي فروبردن روس‌ها در جنگ عقيم ماند. در سال 1157 " آندره " پادشاه وقت روسيه ضمن ترويج مسيحيت و ساختن كليساهاي زياد و مبارزه سرسختانه با يهوديان به عمر حكومت آنان پايان داد. اين دشمني وارد مرحله ديگري شد كه يهوديان مهاجم خزري تصميم به ترور آندره گرفتند و از يهوديان خزري دو نفرشان ( مونزيك و آنبال ) آندره را در اتاق خوابش كشتند و انتقام گرفتند. برادر آندره مقتول " وسيوالاد " انتقام برادر را گرفت و نقشه‌هاي يهوديان بار ديگر خنثي گرديد : " ....... يهوديان براي انتقام‌جويي از حكومت روسيه به توطئه‌هاي مخفيانه دست زدند و روابطي يا قبايل شرقي روسيه مثل تاتار و مغول برقرار كردند تا بدين وسيله به حكومت روسيه دست يابند. يهوديان كه در زمان دولت خزري يهودي با اين قبايل روابطي تجاري و علائقي محكم داشتند و پس از سقوط دولت مذبور بدست فرمانروايان روسي اين پيوند به هم خورده بود دوباره به ايجاد روابط پرداختند و به نواحي مغول‌ها رفتند و پيوندهاي جديدي با آنها برقرار ساختند تا از همكاري مغولان براي اجراي نقشه‌هاي خود بهره‌برداري كنند. يهوديان ضمن ارتباط با مغول‌ها ، آنها را به جنگ با روس‌ها برمي‌انگيختند و به غارت سرزمين‌هاي روسيه تشويق مي‌كردند تا اينكه چنگيزخان در قرن سيزدهم ميلادي در صحنه‌ي تاريخ ظاهر شد و به سوي غرب پيش آمد كه در سال 1236 به سرزمين روسيه حمله برد و شهرهاي آن سامان را به تصرفات چنگيزخان ضميمه كرد و يهوديان در چنين هنگامه‌اي توانستند از تشكيل يك حكومت مقتدر روسي كه بر بنيان وحدت ملي پامي‌گرفت جلوگيري كنند. " اشغال روسيه و نبود حكومت مركزي تا سال 1613 ادامه يافت كه " ميشل رومانوف " امپراتوري نوين روسيه را بنياد نهاد و مسكو را به پايتختي برگزيد. اما يهوديان پس از حادثه‌ي كرمويل در انگلستان و انقلاب كبير فرانسه و انتشار و گسترش محافل سري ماسوني در كشورهاي اروپايي و بالأخره حملات ارتش ناپلئون به خاورميانه و به ويژه به روسيه و استخدام شاعران و نويسندگاني چون " لرمانتوف "‌ها " پوشكين‌ " ها كه دوره روشنگري اروپا ( مونتسكيو ‌، ولتر ‌، ديدرو ،‌ مارا ،‌ روسو و ... ) را به جامعه روسيه منتقل كرده بودند توان بيشتري يافتند باز هم ترور " امپراتور پول " به وسيله يهوديان به وقوع پيوست و آنان بار ديگر امپراتور جديد " آلكساندر " را تحت تأثير قرار دادند. ترور امپراتور پول كه در سال 1801 انجام شد تا آلكساندر پي به توطئه‌هاي يهوديان ببرد سال 1814 از راه رسيده بود و ناپلئون بناپارت " فراماسونر " يار يهوديان حمله گسترده‌اي را به خاك روسيه انجام داده بود. بعد از شكست لشگريان ناپلئون در خاك روسيه آلكساندر هم چون پدرش ترور شد. آلكساندر دوم به ناچار سياست آشتي طلبانه‌تري در قبال يهوديان در پيش گرفت اما پيشنهاد او مبني بر پذيرفتن مليت روسي توسط يهوديان مردود اعلام شده بود. بنابراين آلكساندر دوم كه خود تحت تأثير فراماسونري يهوديان بود از عضويت انجمن ماسوني بيرون آمد تا بتواند آزادانه با يهوديان مبارزه كند. در اين دوران فراماسونرها و آنارشيست معروف روسي ( باكونين ) شورش‌هاي گسترده‌اي را در روسيه به ويژه در منطقه قفقاز به راه انداخته بودند. سرانجام در سال 1881 ميلادي امپراتور به وسيله دو تن از يهوديان مسلح ترور شد. اوضاع نابسامان اجتماعي و اقتصادي روسيه هم ابزاري در دستان احزاب مختلف با عنوان كلي " سوسيال دموكرات " كه به وسيله ماسون‌ها و كمونيست‌هاي يهودي از خارج تقويت مي‌شدند به جايي انجاميد كه يهوديان توانستند در سال 1897 نخستين كنگره كارگران اشتراكي يهود را تشكيل دهند و كوشش‌هاي خود را در ميان كارگران و روشنفكران گسترش دهند و آتش انقلاب را دامن زنند. در سال 1903 رييس روچيلد بانك اعلام كرد كه روسيه در سال 1904 وارد جنگ با ژاپن شده شكست سختي خواهد خورد. اين شكست ارتش روسيه در جنگ " پورت آرتور " كه بانكداران يهودي آمريكايي و روسي آن را به راه انداخته بودند باعث اوج‌گيري حركت‌هاي انقلابي شد كه در همه عرصه‌ها رهبران ماسوني و يهودي آن را پيش مي‌بردند. نيكلاي دوم امپراتور روسيه از اداره‌ي مملكت ناتوان ماند و " كنت ميرسكي " نخست وزير ماسون امتيازهاي فراواني به يهوديان تشكل‌هاي كمونيست آنان بخشيد كه در سال 1917 منجر به انقلاب كمونيستي رهبران يهودي شد. فعاليت‌هاي ماسون‌ها متحدين يهوديان در روسيه به قدر كافي گوياست. در اين مورد درباره نقش آفريني " ياكوب شيف " مي‌خوانيم : " ياكوب شيف : بانكدار يهودي ،‌ جدش خاخام و پيشواي مذهبي بوده است. قبل از 1904 بزرگ‌ترين بانكدار ايالات متحده آمريكا بود. در جنگ 1904 روسيه و ژاپن ،‌ در مقابل سياست اعمال فشار بر يهوديان ( يهودياني كه فعاليت ماسوني داشتند ) ،‌ مانع ورود محموله‌هاي روسي به آمريكا و فروش محصولات غذايي به روسيه شد. براي تقويت ارتش ژاپن دويست ميليون دلار كمك مالي كرد. ضمن توافق با بانكداران اروپا و آمريكا ،‌ مانع از اعطاي وام به روسيه شد. در اثر اين فعاليت‌ها ،‌ روسيه با بحران سختي مواجه شد و نيروي دريايي خود را از دست داد. در ايالت منچوري مغلوب و اين ايالت به تصرف قواي ژاپن درآمد. بحران اقتصادي باعث نابودي كارگران ‌، كشاورزان و قشر حقوق بگير شد. شيف در نامه‌اي به عنوان فيليپ كوهن نوشته است : " در هر فرصت زدن سنگين‌ترين ضربه‌ها بر پيكر روسيه ‌،‌ هدف‌مان است " حكومت ژاپن وي را دعوت كرد. او در آنجا با مسؤولان طراز اول حكومتي و بانكداران رابطه نزديك برقرار نمود. ( بسياري از آنان در اثر فعاليت لژي‌ها ، ماسون شدند. ) شيف نخستين شخصيت خارجي است كه به طور خصوصي با امپراتور ژاپن ملاقات كرد. در سال 1914 در جريان جنگ جهاني اول ‌، روسيه در منطقه تاننبرگ از قواي آلمان شكست سختي خورد. لنين رهبر بلشويك‌ها شكست در اين جنگ را ،‌ مناسب‌ترين وسيله رسيدن به اهداف انقلابي مي‌دانست. با انقلاب اكتبر 1917 قدرت از چنگ تزار نيكلاي دوم خارج و به حكومت موقت سپرده شد. سه ماه بعد ماسون ( آلكساندر كرنسكي ) به روي كار آورده شد. به علت بي جواب گذاشتن مسائل مهمي چون صلح و مشكل زمين از طرف كرنسكي ‌، سه ماه بعد زمينه پيروزي لنين فراهم گرديد. " فوريه 1917 حكومت در روسيه ساقط گشته ‌، ماسون‌ها بر سر كار مي‌آيند. ماسون‌ها قبلاً بخشي از حاكميت را در دست داشتند. آلكساندر كرسنكي كه در حكومت قبلي وزير عدليه بود در حكومت جديد نخست وزير شده است ( كتاب برادري ـ آرتورنايت ) تروتسكي ‌، رهبر سوسياليست‌هاي پتروگراد ( يهودي ـ بورنشتاين ) با كمك و مساعدت مالي ياكوب شيف ‌، سازمان‌دهي شورش مسلحانه‌اي را به عهده گرفت. ليست افرادي كه در اين مورد كمك مالي كردند عبارتند از : كوهي لئوب از اتحاديه بانكداران ـ ياكوب شيف ـ‌ فليكس واربورگ ـ اوتوكامن ـ‌ موريتمر شيف ـ جرومه هاناور ـ گوگن‌هايم ـ ماكس برايتونگ . تروتسكي با دختر بانكدار معروف يهودي آدولف اشبرك ،‌ در استكهلم ازدواج كرد. روابط يهوديان مولتي ميليونر اروپا ،‌ با يهوديان و ماسون‌هاي روسي ‌، فقط به وسيله تروتسكي تأمين مي‌گرديد. چهره‌هاي معروف و شاخص روسيه شوروي در آن زمان به غير از لنين كه از مادر سويسي و از پدر روس بود بقيه همه يهوديان بودند ( دائرة المعارف فرانسه " يهودي‌ها و ا